توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی
7لذا در شریعت مقدّس اسلام مسئلۀ توجهِ نفس و تسلیمِ نفس به امام حی و ولیّ حی، شرط اساسی برای قبول اعمال و تبدّل و تغیّر جوهر نفسانی شمرده شده است.
آن کسانی که قائل به امامت امیرالمؤمنین علیه السّلام و مسئلۀ خلافت ائمّۀ اثنیعشر نیستند، تمام آنها متحیّر و ضال هستند؛ سعی آنها باطل است؛ روزۀ آنها باطل است؛ نماز آنها فقط از لقلقۀ زبان تجاوز نمیکند؛ کاری که آنها انجام میدهند، جان و روح و باطن و نشاط ندارد، مانند مجسمهای که به او تعلیم اطوار و افعال را میدهند؛ حرکتی در آنها مشاهده نمیشود. اینطور احساس نمیکنید؟!
مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ نسبت به افرادی که آنها از پیش خود به هرچه تشخیص میدهند عمل میکنند و هرچه برای خود صلاح میدانند بهکار میبندند، تعبیری میکردند و میفرمودند:
اینها نماز میخوانند ولی نماز، آنها را حرکت نمیدهد و در همان جای خود متوقّف هستند. نماز شب میخوانند ولی این نماز شب، آنها را از عالم أنانیت بیرون نمیآورد و از عالم تشخّص خارج نمیکند. قرآن میخوانند و صرفاً آن قرآن آنها را در همان محدوده نگه میدارد و تفاوتی برای آنها حاصل نمیشود. اینها مانند پوستی میمانند که در آن باد دمیده شده باشد؛ آن انتفاعی که برای او پیدا میشود، از جوهرۀ ذات نیست، از هوا و تخیلات و توهمات است. هنگام مردن، وقتی که آن باد و هوا خارج میشود، آنوقت احساس میکنند که جز پوستی چیزی برای آنها از سرمایۀ عمر باقی نمانده است.
چرا انسان در همۀ مسائل سرگردان است؟
لذا امام صادق علیه السّلام در اینجا میفرمایند:
إعرِفْ إمامَک فإنّکَ إذا عَرفْتَ لا یَضُرُّکَ تَقَدَّمَ هذا الأمرُ أم تَأخَّرَ؛1 «تو باید امامت را بشناسی! اگر امام را شناختی، دیگر کارت تمام است.»
دیگر از عالم تحیّر و شک بیرون آمدهای! از عالم توهم بیرون میآیی و دیگر در کارهایت دچار تردید و شک نیستی که آیا این کار درست است یا غلط است، انجام بدهم یا انجام ندهم، این [شخص] اینطور میگوید و آن مقابلش اینطور میگوید؛ به کدام عمل بکنم؟ این شخص صاحب علم است به این سمت دعوت میکند، آن شخص صاحب علم است به آن سمت.
- الکافی، ج ١، ص ٣٧١، با قدری اختلاف.

