توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی
3نتیجۀ آمدن پیامبران برای مردم چیست؟
قال اللَه الحکیم فی کتابه:
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بَِٔايَٰتِنَآ أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَهِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾.1
در این آیۀ شریفه خدای متعال میفرماید:
«ما پیامبر خود، حضرت موسی بن عمران را به قوم او فرستادیم تا اینکه قومش را از ظلمات بیرون بیاورد و در عالم نور وارد گرداند و آنها را به ایّام الهی متنبّه کند. این مطلب، از جمله آیات و نشانههایی است برای افرادی که در مسیر ما [با] قدم راستین و عزمی متین و همتی عالی [گام] مینهند و بر مسائل و مطالب وارده، صابر و شاکر هستند.»
آیهای است که انسان میتواند مسیر زندگی خود را از این آیه تعیین کند. نفس انسان از آنجایی که تعلق به عالم ماده و به کثرات پیدا کرده است و بهواسطۀ نسیان و غفلتی که در این تعلق، از عالم معنا و حقایق و عالم نور برای او پیدا شده است، در تشخیص موارد صواب و خطا دچار اشتباه و تردید میشود. آن نقصانی که برای انسان بهواسطۀ این تعلّقات پیدا شده است، موجب تمایل او بهسمت التذاذات و مطالب موافق با هواها و امیال نفسانی و شهوانی او شده است و هرچه در این مسیر مطابق با امیال و هواهای او باشد، آن را اختیار میکند و برای توجیه این مسئله به حِیَل و وسائط و وسائلی متشبث میشود.
از یک طرف بهواسطۀ نور ایمانی که خدا در وجود ما قرار داده است، فطرت ما که براساس مسئلۀ توحید، جهتیابی توحید دارد و بهسمت توحید و عالم نور توجه دارد، ما را بهسمت معنویات و آن حقایق توحیدی متمایل میکند؛ از یک طرف تعلق به ماده و دنیا و عالم کثرات و مشتهیات نفسانی، ذهن و فکر و اتّجاه ما را بهسمت لذّات نفسانی و دنیوی میکشاند. در این گیر و دار طبعاً انسان باید از قدرت و نیرویی برخوردار باشد که بتواند در تشخیص موارد و در تشخیص صلاح و فساد، آن طریقی را اختیار کند که مطابق با موازین فطری او و منطبق با توجیه او بهسمت عالم توحید و عالم نور باشد.
- سوره إبراهیم (١٤) آیه ٥.

