بازگشت بهسمت خدا و آثار آن
4ارتباط نیّت و همت با میزان ارزش عمل
عملی را که انسان انجام میدهد، این عمل براساس نیّت است. نیّت هرچه باشد، عمل انسان جدای از آن نیّت نیست. اگر نیّت، الهی باشد، عمل انسان خواهی نخواهی بر آن اساس قرار میگیرد؛ اما اگر انسان آن نیّت را آنطور که باید و شاید تصفیه ننمود و ارادۀ خود را براساس نیّت خالص تنظیم نکرد ـ و این مسئله در اختیار همۀ ما قرار داده شده است و هر کسی به وجدان و ضمیر خودش مراجعه کند، به راحتی در مییابد که آیا صد در صد نیّتش با رضای الهی تطبیق کرده است و تمام اعمال و کردارش منطبق است یا اینکه جایی برای خواست و مصالح خودش و مصالح خانوادۀ خودش در انجام و در رفتار خودش قرار داده است ـ، اینجا باید قدری فکر و تأمّل کنیم و با این آیۀ شریفه خود را محک بزنیم و ببینیم تا چقدر ما در اجرا و تأمین و تطبیق رضای الهی، در نیّت خود صادق بودهایم و مسائل خارجی و جریانات و جوانب و شرایط، در نیّت و فعل ما تأثیر نداشته است؟ و اگر این مسئلهای که ما به آن مبتلا هستیم، برای غیر ما اتفاق میافتاد، نسبت به او چه قضاوت میکردیم؟! خیلی مسئله مهم است و اگر این مطلب برای غیر ما انجام میشد، نسبت به او چگونه در بین مردم سخن میگفتیم؟ اینجا است که خدای متعال میآید و محک میزند و صحت و سقم مسئله را برای انسان روشن میکند.
در روایات عدیده داریم1 و در کلمات بزرگان این مسئله به چشم میخورد: «المَرءُ یَطیرُ بِهِمَّتِه؛ انسان با همت خودش پرواز میکند.»2 همت یعنی نیّت؛ نیّت صالح و اراده و جزم بر یک مطلب را همت میگویند. کسی که اعتقاد به یک مطلب دارد اما در مقام انجام آن برنمیآید و سستی و تکاهل میکند، نیّت ندارد. کسی که مرضی را تشخیص میدهد و ایذای آن را بهدست میآورد، سر جای خود نمینشیند. کسی که اهتمام به یک مطلب دارد، دیگر دست روی دست نمیگذارد. اگر ما در وجدان و ضمیر خود احساس کردیم که نسبت به مطلبی اعتقاد داریم و فکر و عقل و ضمیر ما نسبت به صحت آن مسئله گواهی میدهد، اما آنچنانکه باید و شاید خود را ملتزم به آثار و لوازم آن نمیکنیم، باید در نیّت خود و در صحت آن نیّت تشکیک کنیم. به آن مقدار که ما حرکت کنیم، به همان مقدار پیش هستیم؛ نه اضافه و نه کم.
- رجوع شود به غرر الحکم، ص ١١٠، ٤٩٩، ٥٨٣، ٥٩٢، ٦٠٩، ٦١٤، ٧٨٣.
- رجوع شود به اللَه شناسی، ج ١، ص ٣٣٤؛ آیین رستگاری، ص ٥٤؛ رساله لبّ اللباب، ص ١٠٥.

