استجابت دعوت خدا و رسول موجب احیای قلوب
5بنابراین زیبندۀ حیات و سمع و بصیرت عبارت است از حیات اُخروی و حیات دل و حیات نفس و پذیرش نفس نسبت به حقایق! اما این مسائل [ظاهری] در این عالم از بین میرود و هیچگاه فرد عاقل مسائل خود را بر امور گذرا بار و حمل نمیکند،؛ اموری که دو روزی بهعنوان عاریه و بهعنوان گذرا به او داده شده است و روزی هم از او گرفته خواهد شد.
قرآن کریم میفرماید:
«ای مؤمنین، حال که ایمان آوردهاید، ﴿ٱسۡتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ﴾؛ بیایید و آنچه را خدا و رسول گفته است اجابت کنید تا حیات واقعی و ابدی را برای خودتان کسب کنید.»
حیات یعنی زندگی با فلاح و رستگاری و بیرون آمدن از مرگ و کوری دل و ختم شدن قلب به مُهر بطلان و مهر تعطیل! این عبارت از حیات است.
در آیۀ شریفه میفرماید:
﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾.1
هر شخصی از مرد و زن که عمل صالح انجام بدهند، ما آنها را از مرگ بیرون میآوریم و به حیات طیّبه إحیا میکنیم؛ نه حیات عادی و نه حیات حیوانی و نه حیات دنیای دنی، بلکه حیات طیّبه! حیاتی که در آن حیات نور است، بهاء است، بهجت است، ملاقات با خوبان است، ملاقات با اسماء و صفات جمالیۀ پروردگار است، ملاقات با ذات اقدس الهی و اندکاک در ذات او و معرفت کامل به تمام مراتب اسما و صفات و انمحای کامل در حریم قدس و امان الهی است! این حیات، حیات طیبه است.
در قبال این حیات، حیات عادی و حیات ظاهری است؛ دو روزی را در این دنیا سپری کردن، خوردن و خوابیدن و از امیال و اغراض حیوانی بهره جستن و بعد عمر را سپری کردن و تمام کردن و ودیعه را به صاحب ودیعه سپردن و از این دنیا رفتن! این حیات، حیات دنی است! این حیات، حیات حیوانی است! این حیات، حیاتی است که گذرا است و اگر عمر نوح یا عمر خضر هم انسان داشته باشد، بالأخره یک روز این عمر تمام خواهد شد! بعداً چه؟! اگر خضر دارای حیات اُخروی نبود و دل و جانش به آن حیات معطّر نمیشد و نشاط پیدا نمیکرد، بر فرض که چند هزار سال هم در این دنیا بمانَد، چه فایدهای دارد و چه نتیجهای میگیرد؟! روز و شب که تغییر نکرده است، سال و ماه که تغییر نمیکند، آسمان و زمین که همین است، امروز را به فردا میسپارد و فردا را به پسفردا و هفتهها و همینطور این تمتعات دنیوی یکی پس از دیگری تا اینکه پروندۀ عمر او بهسر میرسد و میگویند بفرمایید تمام شد! أمد و مدت این حیات دنیوی لا انتها و اطلاقی نیست، بلکه بالأخره تمام میشود و تازه نوبت باز شدن پروندۀ ابدی و رسیدگی به مسائلی است که نهتنها أمد مؤجّل ندارد، بلکه اصلاً أمد ندارد!
- سوره نحل (١٦) آیه ٩٧. رساله بدیعه، ص ٤٠:
«هر کس از مرد یا زن از روی ایمان عمل صالحی انجام دهد، او را حیات و زندگی پاکیزه و خوشی بخشیم و به بهتر از آنچه عمل میکردند پاداششان میدهیم.»
- سوره نحل (١٦) آیه ٩٧. رساله بدیعه، ص ٤٠:

