استجابت دعوت خدا و رسول موجب احیای قلوب
4در فرهنگ قرآن کریم از حیات، به حیات قلب و حیات روح و حیات نفس تعبیر آورده میشود؛ و از مرگ و إماته و هلاکت، به کوری باطن و بسته شدن درهای رحمت الهی بر قلب تعبیر میشود؛ مانند بینایی و بصر و مانند شنوایی و سمع که در فرهنگ قرآن کریم از اینها به کوری دل تعبیر شده است، نه کوری ظاهر!
﴿فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾؛1 ای مردم، این کوری نه آنچنان است که شما میپندارید، بلکه این کوری، کوری دل و کوری قلب و کوری ضمیر و باطن انسان است که نمیگذارد حق برای انسان روشن بشود و هرچه مطلب حق گفته میشود از آن عبور میکند و آن را بهجان نمیگیرد! این کوری ظاهری از کار افتادن آلتی از آلات بدن است، یک روز انجام میشود و روز دیگر برطرف میشود؛ مانند سایر بیماریها و آلامی که برای بدن بهوجود میآید و بهواسطۀ یک سلسلۀ علل و اسباب طبیعی در این دنیا تحقق پیدا میکند! این کوری، آن کوری است و مسئلۀ مهمّی نیست، بلکه یک پدیدۀ ظاهری است که بهواسطۀ دست دادن سلسلۀ علل و اسبابی انجام میشود.
کری حقیقی آن است که گوش دل و گوش وجدان و ضمیر انسان نتواند پیام حق را بشنود و آن را درک کند و بهکار ببندد؛ اما کری ظاهری و عدم سمع ظاهری یک پدیدۀ عادی است که گاهی اتفاق میافتد و گاهی برطرف میشود.
آنچه برای ما بهعنوان یک روح و بهعنوان یک انسان میماند، انسانی که به امتداد استمرار عالم وجود و پدیدههای مادی و غیر مادی در این دنیا و دنیای بعد از این و همینطور در روز قیامت، او هم وجود خواهد داشت و دیگر أمَد و مدتی برای او قابل تصوّر نیست، کوری و بینایی و کری و سمع و حیات و مرگ این انسان متفاوت است.
اگر قرار باشد که ما تعبیری از حیات بیاوریم، باید حیات و زندگی را به آن انسان حمل کنیم و تعبیر بیاوریم! زندگی و حیات در این دنیا دو روزی بیش نیست و تمام میشود و با مختصر علّتی شخص از این دنیا به دار دیگر رحلت میکند و به کمتر وسیلهای فرد لباس مادی خود را مبدّل به لباس تجرّد و لباس مناسب عوالم دیگر خواهد کرد.
- سوره حج (٢٢) آیه ٤٦. معاد شناسی، ج ٥، ص ٢٢٠:
«بهدرستیکه تحقیقاً چشمهای ظاهر کور نیست؛ ولیکن دلهایی که در سینهها موجود است آنها کوری دارند.»
- سوره حج (٢٢) آیه ٤٦. معاد شناسی، ج ٥، ص ٢٢٠:

