جایگاه انسان در عالم هستی
4از آنجاییکه خدای متعال همۀ عوالم وجود را مُنتسَب به خود میداند و خود را مالک و سلطان بر همۀ عوالم وجود بهحساب میآورد، دیگر در اینجا خالق نمیتواند متعدّد باشد. بهترین خالق به این معنا نیست که در قبال خدای متعال خالقهای دیگری بهعنوان نِدّ و ضدّ او مطرح هستند، بلکه در اینجا خالق بهلحاظ انتساب به جنبۀ خلقی، متعدّد شده است؛ خدای متعال در خلقت آسمان و زمین یک نوع خالقیّت و یک نوع بروز و ظهور دارد، در خلقت عوالم وجود یک نوع بروز و ظهور دیگری دارد، در خلقت جنّ یک نوع بروز و ظهوری دارد، و خدای متعال در خلقت انسان بروز و ظهور متفاوتی از سایر جنبههای خلقی مختلف دارد و از میان همۀ اینها نسبت به انسان تعبیر أحسن را بهکار برده است: ﴿تَبَارَكَ ٱللَهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ﴾؛ یعنی در مقام خلقت انسان، بهتر از این نمیتوانست انجام بگیرد! نکته را دریافتید؟ یعنی خلقتی که در انسان بهکار رفته است بهتر از این نمیشد انجام بگیرد. خدای متعال در این خلقت انسان سنگِ تمام گذاشته است، خدای متعال در این خلقت انسان همۀ آنچه در توان و قدرت خود داشته است بهکار برده است، مسئله شوخی نیست! خدای متعال در این خلقت انسان آنچه برای رشد و کمال او به بینهایت لازم است، قرار داده است و از این مسئله تعبیر به ﴿أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾ فرموده است. ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾؛ «ما انسان را در بهترین نظام و بهترین وزان خلق کردیم.»
﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾؛ «بعد او را به عوالم مادون تنزّل دادیم.» ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾؛ «مگر آن کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام بدهند که اینها به یک أجر بدون حدّ و بدون حساب و بدون منّت خواهند رسید.»
معنای ﴿أحسَنِ تقویم﴾ در خلقت انسان
معنای ﴿أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾ در اینجا چیست؟ اگر ما به کیفیّت نزول وجود در عالم خلقت توجه کنیم متوجه این نکته میشویم که خدای متعال برای خلقت عوالم وجود، اسماء و صفات جمالیه و جلالیۀ خود را در قالب جزئیات و در محدودیتهای مختلفه تنزّل داده است. در عالم وجود هر کدام از مخلوقات حصّهای از اسماء و صفات پروردگار را واجد است که در میان همۀ اینها انسان به این شرافت مشرّف و به این تاج کرامت مُتوَّج است که خدای متعال از خود وجود لا انتها و ذات خود و از آن حقیقت لا حدّ و لا رَسم و هویّت غیر مُشار خود در وجود انسان تنزّل داده است؛ یعنی علاوه بر اینکه وجود از اسماء و صفات کلّیۀ پروردگار تراوش پیدا میکند، آنچه از همۀ اینها مهمتر است و آنچه قابلیّتش قابل ارزش و قیاس با سایر آثار وجودیۀ پروردگار نیست عبارت است از «ذات پروردگار» که این مرتبه مرتبهای است که انسان نمیتواند آن را تصور و درک کند!

