مطابقت اعمال با رضای پروردگار عامل هدایت و سعادت
6عمار گفت: «آن پرچم سیاه را میبینی که در لشگر معاویه است؟» گفت: «بله، میبینم!» گفت: «آن پرچم در دست چه کسی است؟» گفت: «در دست عمرو عاص است!» گفت: «بدان که من سه بار در زمان رسول خدا با آن پرچم جنگیدهام و با آن پرچم مبارزه کردهام و در مقابل آن پرچم به جنگ رفتهام: یکی در جنگ بدر که آن پرچم در میان کفار بود؛ دوم در جنگ اُحد؛ و سوم در جنگ احزاب؛ و اکنون بار چهارم است که من این پرچم را در مقابل خود میبینم و دارم با این پرچم میجنگم!» گفت: «من جواب خود را گرفتم!»1
شرط قبولی عبادات
نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندن در جایی مُمضا است که در تحت نظر و دستور ولایت باشد. اگر این نماز بهدستور امیرالمؤمنین باشد قبول است وإلاّ باطل است و ای کاش فقط باطل بود، بلکه مانع و سَد است؛ یعنی این بطلان جلوی روزنههایی را که ممکن است اهل باطل گاهگاهی از آن روزنهها متوجه حق بشوند میگیرد، و این أعمال و این رفتار تمام منافذ برای ورود انوار را مسدود میکند، کار این افراد بسیار مشکلتر از آنهایی است که ایننحوه عبادت را انجام نمیدهند، چون کسی که عبادت انجام نمیدهد نفس لوّامۀ او دائماً او را مورد سرزنش قرار میدهد و همیشه در باطن، بین خود و حق راهی را برقرار میبیند، ولی آن کسی که به این عبادات مشغول بشود و نسبت به تکلیف اصلی سر باز بزند، نفسْ این عبادت را بهعنوان حجاب و پوشش به دوْر خود میاندازد و دیگر نمیتواند به آن مطلوب راه پیدا کند. این مسئله بسیار حائز اهمّیت است!
ما در زمان مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ از این مسائل بسیار میدیدیم. افرادی خودسرانه بر خلاف آنچه ایشان برای آنها تعیین میکرد به عبادات مشغول میشدند، با وجود اینکه دستور صریح ایشان بود که بر وفق آنچه به آنها تذکر داده میشود عمل کنند؛ ولی از آنطرف از بعضی از تکالیفی که از طرف مرحوم آقا متوجه آنها میشد با لطائفالحیَلی شانه خالی میکردند و با بعضی از تمحّلها2 و حیلهها از آن تکلیف رفع ید میکردند و دل خود را به انجام امور عبادیِ بیشتر خوش میکردند و نفس آنها در موقعیت پسندیدۀ تخیّلی و تصوّری قرار میگرفت، غافل از اینکه تمام این عبادات و اوراد و اذکار از این جهت جنبۀ عبادی دارد و از این جهت میتواند انسان را عبور بدهد که در راستای خروج نفس از عالم اهواء و عالم سلیقهها باشد! اگر عبادت نتواند این عمل را انجام بدهد و از عهدۀ این تکلیف برنیاید، بزرگترین مهلکه و وسیله و آلت برای ورود در مهالک نفس است، مهالکی که خوارج نهروان به آن مبتلا شدند و بسیاری از افراد بر اثر تمرّد در آن مهالک قرار گرفتند!
- رجوع شود به وقعة صفّین، ص ٣٢١.
- لغتنامه دهخدا: «تمحّل: مکر و حیله کردن.»

