بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
8چگونگی دعوت بهسمت خدا توسط خلفای ظالم
و اما سایر افراد بر چه منهاجی باید عبور کنند؟ روش خود را چه نحوه باید قرار بدهند؟ پیش چه شخصی برای تربیت و تعلیم بروند؟ آیا هر کسی که دعوت به خدا میکند؟ خلفای ثلاثه هم دعوت به خدا میکردند، بنیامیّه هم دعوت به خدا میکردند، بنیعباس هم دعوت به خدا میکردند. مگر حکّام و اُمرای بنیامیّه به نماز عید فطر و عید قربان نمیرفتند؟! مگر نماز جمعه نداشتند؟! مگر مردم را بر بالای منابر نصیحت و موعظه نمیکردند؟! مگر بنیعباس اینطور نبودند؟! تمام اینها مردم را بهسمت خدا دعوت میکردند؛ ولی کدام خدا؟ خدایی که با امیال آنها بسازد، با امیال آنها سر ناسازگاری نداشته باشد و با منافع شخصی و ریاسات و تصورات و تخیلات دنیوی آنها سر آشتی داشته باشد؛ بهسوی آن خدا دعوت میکردند. اما به آن خدای واقع و خدای حقیقی و خدایی که فقط جنبۀ نورانیّت را برای امّت میخواهد و غیر را نمیخواهد، دعوت نمیکردند. چرا معاویۀ ثانی از خلافت صرف نظر کرد؟ جدّ او، معاویه، با امیرالمؤمنین علیه السلام به نبرد میپردازد و با دسائسی که بهوجود میآید، در نهایت بهحسب ظاهر بر آن حضرت غلبه پیدا میکند؛ امام حسن علیه السلام را مورد شکست قرار میدهد و خلافت را میگیرد؛ یزید بعد از او میآید این جنایات را انجام میدهد؛ و تمام اینها به اسم اسلام است. ولی فرزند او معاویۀ ثانی میآید و میبیند دعوتی که پدر و پدران او میکردند، دعوت ﴿إِلَى ٱللَهِ﴾ و ﴿عَلَىٰ بَصِيرَةٍ﴾ نبوده است؛ این دعوت براساس امیال نفسانی بوده است و ریاست را برای امیال نفسانی میخواستند.1
معاویه وقتی که بر امام حسن علیه السلام غلبه میکند و آن صلحنامه را مینویسد، در کوفه میآید و بر بالای منبر میرود، آن عهدنامه و صلح را در زیر پای خود قرار میدهد و میگوید:
إنّی وَاللَهِ مَا قَاتَلتُکُم لِتُصَلّوا وَ لا لِتَصوموا و لا لِتَحُجّوا وَ لا لِتُزَکّوا؛ إنّکم لَتَفعَلونَ ذَلِک! ولکنّی [إنّما] قَاتَلتُکُم لِأَتَأَمّرَ علَیکم وَ قد عطانِیَ اللَهُ ذَلِک و أنتُم کارِهونَ.2
- رجوع شود به تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ٢٥٤؛ مروج الذّهب، ج ٣، ص ٧٢.
- الإرشاد، ج ٢، ص ١٤. امام شناسی، ج ٨، ص ٢٦٥:
«سوگند به خدا من با شما جنگ نکردم برای اینکه نماز بخوانید و نه برای اینکه روزه بگیرید و نه برای اینکه حجّ کنید و نه برای اینکه زکات دهید؛ شما اینها را انجام میدهید! فقط و فقط من با شما جنگ کردم برای آنکه امارت و حکومت شما را داشته باشم، امیر شما باشم و خداوند با وجودی که شما این را مکروه داشتید، به من عطا کرد.»

