بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
3﴿أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِي﴾؛ من از روی بصیرت عمل میکنم و براساس بصیرت راه میروم و [همینطور] هر کسی که متابعت مرا بکند و انقیاد از اوامر و نواهی من بکند.
﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَهِ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾؛ منزه است خدا از حمد و توصیف ما و من از مشرکین نخواهم بود.
پیامبر اکرم در این آیه چه منظوری را میخواهد بفرماید؟ خدای متعال در خطاب پیغمبر اکرم چه مقصدی دارد؟ ﴿أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ﴾؛ «دعوت من به خدا از روی بصیرت است.» این نکته تمام منظور آیه را در خود نهفته دارد. دعوت و ادّعا زیاد است و همۀ افراد مدّعیِ دعوت به پروردگار، توحید، رسالت و مبانی اسلام هستند؛ اما آیا دعوت آنها ﴿عَلَىٰ بَصِيرَةٍ﴾ و از روی بینش صحیح است؟!
نقش جهالت در انحراف از مسیر
از سابق بهنحو مستمر در عالم اسلام و همینطور در سایر ادیان، از نقطه نظر انحرافی که در آن دین و شریعت متوجّه مردم مینمود، دو نکته مورد توجه است. نکتۀ اول مسئلۀ جهالت است. شخص جاهل و نادان به شخصی اطلاق میشود که نسبت به مرام، جهل دارد و اطلاع و تخصصی ندارد و درسنخوانده است، یا اینکه خداوند متعال قلب او را با علوم لدنّی إشراب نکرده است. این افراد، افرادِ جاهلی هستند و به فرمودۀ امیرالمؤمنین علیه السلام که میفرماید: «قَصَمَ ظَهری صنفان: جاهلٌ مُتَنَسِّک و عالمٌ مُتَهَتِّک.»1 جاهل متنسّک به آن جاهلی گفته میشود که نسبت به احکام و مبانی جهل دارد و به مطالب عالم نیست؛ تخیلاتی دارد و با آن تخیلات، تصوّر میکند که میتواند راه صحیح را بپیماید. این جاهل بر دو گونه است:
قسم اول: جاهلی که نادان است، ولی در مقام تربیت است و خود را در معرض تربیت قرار داده است. این شخص هدایت پیدا میکند و راه میرود و بهدست شخص عالم و راهیافته، به مطلوب میرسد و از آن علومی که شخص عالم به آن علوم إشراب شده است، او هم بهرهمند خواهد شد.
- معدن الجواهر، ص ٢٦، با قدری اختلاف. مهر تابان، ص ١٢٤:
«دو طائفه کمر مرا شکستند: اول، جاهل مقدّسمآب؛ دوم، عالم بیباک.»
- معدن الجواهر، ص ٢٦، با قدری اختلاف. مهر تابان، ص ١٢٤:

