پیامبر و اهلبیت او، شایستهترین اُسوه و مقتدا در مسیر لقای الهی
7نیاز به اُسوه در تشخیص عمل صالح
حالا ما میخواهیم عمل صالح انجام بدهیم، آن عمل صالح چیست؟ آیا ما میتوانیم به تمام زوایا برسیم؟! آیا ما میتوانیم تمام آنچه برای لقای پروردگار لازم است را آماده کنیم؟! [نه نمیتوانیم، پس] نیاز به اُسوه داریم، نیاز به شخصی داریم که به او تأسّی کنیم، نیاز به فردی داریم که او با خلوص نیت و صفای باطن و عدم مزج بین حق و باطل این راه را رفته باشد؛ و چه کسی میتواند برای این مسئله از پیغمبر شایستهتر باشد؟! چه کسی میتواند برای این مسئله از رسول خدا شایستهتر باشد؟! اگر ما رسول خدا را نداشتیم چه میکردیم؟! و اگر دستورات رسول خدا نبود چه میکردیم؟! واقعاً به این مسئله فکر کردهایم؟!
در آن آیۀ شریفه میفرماید:
﴿إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَهُ﴾؛1 «اگر شما خدا را دوست دارید و میخواهید به لقای او برسید باید از من اطاعت کنید، باید بهدنبال من بیایید [تا خداوند نیز به شما محبت داشته باشد!]»
این معنایش چیست؟ معنایش این است که اهواء خودتان را کنار بگذارید، تصوّرات خودتان را کنار بگذارید، متابعت مرا در هر آن مدّ نظر قرار بدهید که محبت الهی با متابعت و تقلید از پیغمبر لا ینفک است.
مرحوم علاّمه طباطبائی ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند: «یک مسلم و یک مؤمن آنقدر باید در تأسّی به پیامبر اکرم قوی باشد که حتی تُکمههای لباسش هم مانند کیفیّت تُکمههای لباس رسول خدا باشد!» میفرمودند: «تُکمۀ لباس رسول خدا روی شانه بود.»2 اگر ما شیعۀ رسول خدا هستیم، باید اینطور لباس بپوشیم.
حالا منظور ایشان این نیست که در هر خصوصیتی ولو اینکه مقتضای بعضی از ازمنه هست انسان به ایننحو تبعیّت کند، بلکه منظور این است که محبت به رسول خدا و محبت به پروردگار انسان را از خیلی چیزها بازمیدارد و انسان را از خیلی از مسائل نگه میدارد.
معنای واقعی تبعیت از پیامبر
به صرف اینکه ما بهدنبال آن حضرت هستیم و شیعۀ آن حضرت هستیم مسئله تمام نمیشود، بلکه ما باید ببینیم که پیغمبر خدا در طول عمر چه میکرد، اخلاق رسول خدا چطور بود، در ارتباط با مردم چگونه عمل میکرد، در ارتباط با قضایا و حوادثی که برای او پیدا میشد چگونه عمل میکرد، در اجرای حق چگونه عمل میکرد، در زندگی داخلی چگونه عمل میکرد؟! اگر شخصی بتواند این مسئله را ادراک کند که رسول خدا در تمام ایام عمر به غیر از پروردگار به چیز دیگری نیندیشید، خواهینخواهی مجبور است همیشه و در تمام احوال، در کنار أعمال و کردار خود، حدّاقل وجود صوری و وجود برزخی و مثالی آن حضرت را مشاهده کند. آنوقت با توجه به این نکته دیگر میتوانیم هر کاری انجام بدهیم؟! دیگر میتوانیم هر نوع قضاوتی بکنیم؟! دیگر میتوانیم از بعضی از مسائل طفره برویم؟! میتوانیم این کارها را بکنیم؟! دیگر نمیتوانیم!
- سوره آل عمران (٣) آیه ٣١.
- رجوع شود به سنن النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، علاّمه طباطبائی، ص ١٢١.

