تأثیر همّت انسان در سیر و سلوک إلی الله
5همینطور انظار و آراء افراد نسبت به درجات معنوی و درجات نفوس متفاوت است. آن کسی که هیچ ارزش و بهایی برای نفس خود قائل نیست و وجود خود را فقط در این بدن میبیند، میخواهد آن بدن را از آتش جهنم دور نگهدارد. و آن کسی که فقط لذت را در خوردن و تعیُّش و تفکُّه و رسیدن به مطامع دنیوی و این لذائذ میبیند، اصلاً نمیتواند به عالمی ماوارء این فکر کند و نمیتواند در آنچه خداوند برای اولیا مقدر کرده است، نظر بیندازد؛ لذا طمع در بهشت میکند و بهشت را برای رسیدن به همین منویّات و خواستهای ظاهری در نظر میگیرد و به همین مقدار برای رسیدن به آن تلاش میکند. اما آن شخصی که وجود خود را وجود با ارزش و گوهری میبیند که هیچ ارزشی در قبال او قابل عرضه نیست و تا حدودی به قیمت آنچه خداوند به او عنایت کرده است پی میبرد، دیگر به بهشت و جهنم و آن نعمتهایی که در آنجا هست، فکر نمیکند؛ بلکه مرتبۀ بالا را در نظر میآورد که همان وصول به عالیترین مراتب است.
لزوم تطبیق عمل سالک با همّتش
براساس انطباق قاعدۀ تکوین با تشریع هم وظایف و برنامهای که این فرد انجام میدهد، با سایر افراد باید متفاوت باشد. این شخص دیگر نباید فقط به یک نماز ظاهری و یک روزه بپردازد و فقط از غیبت و تهمّت و عمل حرام ظاهری اجتناب کند؛ بلکه به مقدار همّتی که برای آن درجات خود قائل است، به همان مقدار باید در این میدان مایه بگذارد. بدون گذشت و بدون اتیان و انجام دادن آنچه معدّ و ممدّ برای این مرتبه است ـ همچون قانون نظام تکوین ـ در آنجا هم امکان وصول وجود ندارد.
آن دانشجویی که برای رسیدن به مدرک عالی، بهجای درس خواندن به تفریح و گردش و مسائل خارج از محدودۀ مطالعه بپردازد، نمیتواند دیگران را در نرسیدن به آن مَبلغ و آن غایت، مذمت کند؛ این مذمت به خود او برمیگردد. همینطور اگر کسی هوای یار و حریم دوست را مدّ نظر قرار میدهد، برای رسیدن به آن مرتبه نمیتواند به آنچه مردم عادی انجام میدهند بسنده و اکتفا کند؛ در غیر اینصورت، ظلم بیّن نسبت به او و نسبت به سایر افرادی که مورد عنایت حضرت حق قرار میگیرند، واقع میشود. آن کسی که مسئلۀ مهمی دارد و بهدنبال مطلب مهمی میگردد، آن نیاز باطن نمیگذارد که او آرام بگیرد.

