در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بهترین عمل نزد خدا، و بیان حقیقت فقر انسان

0
جلسات
نسخه عربی

بهترین عمل نزد خدا، و بیان حقیقت فقر انسان

4
  • اعتراف بزرگان بر جهل در مقابل اسرار جهان هستی

  • یکی از بزرگان است می‌گوید:

  • من در جوانی خیلی‌خیلی زحمت کشیدم و مطالعه کردم و کتب فلسفی را مطالعه کردم و خیال می‌کردم که خوب می‌فهمیدم و مدام به مطالعات خودم ادامه دادم؛ حالا که پیر شده‌ام چندصد برابر جوانی علم پیدا کردم، حالا فهمیدم که هیچ نمی‌فهمم، هیچ نمی‌فهمم!

  • نه اینکه آنهایی که فهمیده است هیچ است، حالا درک کرده که نسبت به جهان هستی و اسرار عالم آفرینش این‌قدر این علمش کوچک است که در مقابل آن می‌شود صفر در مقابل بی‌نهایت!

  • عجز و جهل انسان در برابر رموز عالم هستی

  • ما وجود مادّی خودمان را حساب کنیم؛ خودِ ما با این هیکل، یک موجودی هستیم روی زمین راه می‌رویم، بزرگی ما نسبت به زمین چه اندازه است؟و وجود ما [نسبت] به کرۀ زمین، چه اندازه است؟ چه تعبیر کنیم؟! بگوییم مانند یک نقطه‌ای که روی یک پرتقال بگذاریم؛ باز هم ما کوچک‌تریم! روی یک هندوانه بگذاریم؛ باز هم ما کوچک‌تریم! تازه این زمین است در این فضا! این زمین و خورشید ما و خورشید‌های دیگر؛ هیچ حساب کرده‌اید که چقدر ما کوچک هستیم؟! امّا علم ما زیاد است! من، تو، او، ما، شما، ایشان، هو، هما، هم، هی، هما، هنَّ، أنتَ، انتُما، أنتُم، أنتِ، أنتُما، أنتُنَّ، أنا، نَحنُ! اینها ضمایری است که به خودمان برمی‌گردانیم و هر ضمیری یک دنیا وجود با او هست!

  • این، زندگی کردن و تفکّر کردن براساس تخیّلات است؛ یک خیالاتی در ذهن خود آورده‌ایم و به او دلبستگی داریم، پس بنابراین ما در عالم تخیّل زندگی می‌کنیم نه در خارج و حاقّ واقع! آن کسی که تفکّر می‌کند و از راه وارد می‌شود، او تا آخر عمر می‌فهمد هیچ نمی‌داند؛ یعنی این‌قدر این عالم عجیب است، این‌قدر سرّ دارد، این‌قدر رموز دارد، این‌قدر علوم دارد، این‌قدر دقایق دارد که اصلاً تمام این علوم در مقابل او صفر است در مقابل بی‌نهایت! صفر!