بهترین عمل نزد خدا، و بیان حقیقت فقر انسان
3بنابراین، انسان که یکی از موجودات است و دارای عقل و شعور است، حالا میخواهد پیوند و دلبستگی پیدا کند، دلبستگی و پیوند به چه پیدا کند؟ به موجوداتی که مانند او در یک ردیف و در عرض هم دستخوش فنا و فساد هستند؟! یا دلبستگی پیدا کند به آن ذات مقدّسی که قیّومِ اوست و در هر لحظه بیدار است و کفیل امور انسان است و وکیل است در تمام جهات شئون انسان و عالم است و حکیم است؟! انسان میخوابد امّا او بیدار است، انسان عاجز است امّا او قادر است!
عجز انسان در کارهای مربوط به خودش
ما آن مقداری که میتوانیم وجود خود را تملّک کنیم، مقدار جزئی است؛ صحبتی بکنیم، غذایی بخوریم، حرکتی بکنیم. ما به خودمان و به افعالی که از ما سر میزند چه اندازه اطّلاع داریم؟ خیلی کم! امّا بدون توجّه ما، بدون شعور ما، بدون خواست ما، بدون اختیار ما، تمام این سازمانهای بدن ما دارد کار میکند مانند آن ساعتهای دقیق که تا یکهزارم یا یکدههزارم ثانیه را هم نشان میدهد، از این هم دقیقتر؛ قلب کار میکند، ریه کار میکند، معده کار میکند، کلیه کار میکند، مثانه کار میکند، تمام سلّولهای بدن کار میکند، هرکدام یک وظیفهای دارد، از وظیفۀ خودش اشتباه نمیکند، تخطّی نمیکند. شب تا صبح میخوابیم امّا این دستگاه دارد کار میکند و هیچ اشتباه نمیکند، هیچ! روی آن سنّتی که خداوند علیّأعلیٰ به او داده و خودش محیط بر او است و خودش بیدار است، همۀ اینها دارد کار میکند؛ چه کسی دارد آن را کار میاندازد؟ ما که خوابیم، ما که جاهلیم، ما که عاجزیم، ما که اصلاً اینقدر جاهلیم که اگر دو کلمه یاد بگیریم خجالت میکشیم که به آن دو کلمه اسم علم بگذاریم. و بسیاری از بزرگان از فلاسفه و علما هستند که بعد از یک عمر زحمت و مطالعه و مجاهده و کوشش، تازه اعتراف کردند که ما نمیفهمیم؛ خیلی زیاد هستند از این بزرگان که آخرین کلامشان این بود که: نهایت علم ما این بود که نمیتوانیم، درک نمیکنیم، عظمت پروردگار آنقدر عالی و آنقدر گسترده است که ما نمیتوانیم در آن حریم وارد بشویم و تازه فهمیدیم که نمیفهمیم!1
- رجوع شود به الله شناسی، ج ٢، ص ١٥٦ و ١٥٧، تعلیقه؛ معاد شناسی، ج ٧، ص ٢٠٦ ـ ٢١٠.

