توحید و ولایت، حقیقت مستودعه در وجود انسان
8تازه این مسئله مربوط به ظاهر است. در عوالم ربوبی و باطن آیا ما از حقیقت عالم مثال خبر داریم؟! آیا از حقیقت عوالم جبروت و ملکوت خبر داریم؟! آیا از حقیقت جبرائیل خبر داریم؟! جبرائیلی که تمام علوم اولین و آخرین بهواسطۀ افاضۀ او است! آیا ما خبر داریم که در آنجا چه میگذرد؟! بالاتر از همۀ اینها مقام ولایت است که علت و منشأ برای همۀ عوالم ربوبی است. آنوقت برای چه عدهای همینطور بدون اطلاع در مورد این مطالب صحبت میکنند؟! گفت:
هر کسی از ظنّ خود شد یار من *** وز درون من نجست اسرار من1 برای چه در مورد این مطالب صحبت میکنند و دیگران را اغوا میکنند و در مقام بحث راه افراط را طی میکنند و در آنچه خودشان اطلاع ندارند، موجب شک و تشکیک و تردید در دیگران میشوند و زحمت دیگران را زیاد میکنند؟! اینها مطالبی نیست که در حیطۀ بحث من و امثال من دربیاید، این مسائل بالاتر است!
من الآن در مقابل شما اعتراف میکنم که با وجود اینکه من نزدیک و معاشر بودهام و مسائل را از نزدیک میدیدم، تا الآن به حقیقت مطلب نرسیدهام و نسبت به بزرگان شناخت نداشتم و ندارم؛ آنوقت دیگران چگونه به خود جرئت میدهند که نظر بدهند و مطلب را به اینطرف و آنطرف بکشانند و باعث شک و تردید بشوند؟! ما از راستگویی و تعدیل چه بدیای دیدهایم که راه افراط را طی کنیم؟! هر افراطی موجب تفریط است! هر افراطی موجب تنزّل است! انسان چه داعیای دارد که یک واقعیت صالح و صحیح را مُشوّه و موجدار کند و آن را کدر کند؟!
راه و طریقی که برای ما ترسیم کردند مشخص است. طبق دستور و طبق فرمایش مرحوم آقا وصی مشخص است، پس دیگر طرح مطالب افراطی و مطالب غلو در اینجا چه معنایی دارد؟! چرا باید افرادی که معلوماتشان در حدّ نازلترین افراد یک جامعه است، در دقیقترین و عمیقترین و ظریفترین مسئلۀ عالم وجود اظهار نظر کنند؟! این چه داعیای است؟ مگر ما اینقدر بیکاریم که به مسائلی که بر عهدۀ ما نیست [بپردازیم؟!] چه شخصی یکهمچنین وظیفهای را بر عهدۀ ما گذاشته است؟! چه شخصی ما را مأمور کرده که در اینگونه مطالب بحث و نظر کنیم؟!
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص ١.

