توحید و ولایت، حقیقت مستودعه در وجود انسان
4منظور از این امانت چه امانتی است؟ و این ودیعهای که خداوند انسان را محلّ مستعدّ برای تقبّل آن قرار داده است، چه ودیعهای است؟ چرا آسمانها و زمین نتوانستند آن را قبول کنند؟ و این چه خصوصیتی است که آنها استعداد برای پذیرش آن را ندارند؟ این چه قضیهای است؟
ما هرچه در عالم خلق از تعیّنات مشاهده میکنیم، جلوات مختلف نزول اسماء و صفات الهی است. هر تعیّنِ اول و تعیّنات ثانویه و ثالثویه, چه وجود و چه مراتب متکاملۀ وجود و صفاتی که مترتّب بر وجود است، اینها تعیّنات محدود نزول اسماء و صفات الهی است و این امر شامل تمام موجودات در عالم کوْن میشود، اعمّ از عالم ماده و طبع و عالم شهادت و سایر عوالم ربوبی؛ عالم برزخ، ملکوت سُفلیٰ و عُلیا و عالم جبروت و لاهوت.
خداوند متعال از آن عوالم ربوبی به سماوات تعبیر فرموده است. سماوات یعنی تمام عوالم ربوبی به هر مقدارِ سعه و ظرفیّت وجودیای که دارند.
[میفرماید:] ما این امانت را به همۀ این تعیّنات عرضه داشتیم، منتها آنها نتوانستند بپذیرند و نتوانستند شانۀ خود را برای حمل چنین امانتی مستعد کنند و قدرت و قوّت برای حمل یکهمچنین ودیعهای را نداشتند؛ چه عالم ماده که عبارت از زمین و آسمان مادی باشد و چه موجودات عوالم علوی، هیچکدام از آنها یکهمچنین استعدادی را در خودشان ندیدند؛ بلکه جن و مَلک هم یکهمچنین استعدادی را ندیدند، چون منظور از عوالم بالا که عوالم جبروت و لاهوت هستند، قوای مستعدّۀ مدیره و مدبّرۀ عوالم است که از آن تعبیر به ملائکۀ مقرّب میشود! خاک نتوانست تحمل کند، آب نتوانست تحمل کند، هوا نتوانست تحمل کند، عوالم مثال نمیتوانند تحمل کنند، عوالم مجرّدۀ بالا نمیتوانند تحمل کنند، حتی وقتی که به جبرئیل و میکائیل و ملائکۀ مقرّب میرسد آنها هم نمیتوانند یکهمچنین ودیعهای را تحمل کنند، چون آنها یک ظرف محدود دارند، آنها یک قابلیّت محدود دارند، آنها یک استعداد محدود دارند که از نقطهنظر سیر طولی از آن استعداد و از آن قابلیّت بالاتر نمیروند.

