توحید و ولایت، حقیقت مستودعه در وجود انسان
6پس اگر تمام اینها را به انسان بدهند، باز به گَرد آن مقام بالا که مقام انمحاء و فنای ذات است نمیرسد، چون همۀ اینها در مرتبۀ ما دون ذات است و ذات چیز دیگر و مطلب دیگری است. ذات مقام دیگری است که اینها قابلیّت مقایسۀ با او را ندارند.
این مقام عبارت است از مقام توحید و مقام فنا که هیچکدام از تعیّنات نتوانستهاند خود را به این مرحله برسانند؛ یعنی عالم ماده و عوالم ربوبی و مجرّد نمیتوانند خودشان را به این مرحله برسانند، چون خداوند قابلیّتش را به آنها نداده و عطا نکرده است و این قابلیّت را فقط به انسان داده است.
بعبارة اُخریٰ، این مسئله مقام ولایت است؛ یعنی ولایت عبارت است از ظهور کلمۀ توحید در تمام تعیّنات! [این ظهور،] بدون ولایت امکان ندارد.
در دعای ماه رجب راجع به ائمه علیهم السلام میخوانیم:
«أعضادٌ و أشهادٌ [و مُناةٌ و أذوادٌ] و حَفَظةٌ و رُوّادٌ، فبهِم مَلأتَ سماءَک و أرضَک حتّی ظهَر أن لا إله إلّا أنتَ.»1
«أعضادٌ و أشهادٌ؛ ائمه علیهم السلام یاوران و ناظران بر عالم کون هستند.» «حَفَظةٌ؛ اینها پاسدارند.» پاسدار یعنی شخصی که نگهدار و نگهبان مسئلهای است. «رُوّادٌ؛ اینها پیشآهنگان و جلوداران برای قافلۀ توحید هستند.» «فَبهِم مَلأتَ سَماءَک و أرضَک؛ خدایا تو بهواسطۀ وجود ائمه آسمان و زمین را پُر کردی.» «حتّی ظهَر أن لا إله إلّا أنتَ؛ تا اینکه حقیقت کلمۀ لا إله إلا اللَه و توحید ظهور پیدا کرد.»
ظهور یعنی چه؟ توحید که سر جایش بود! چه تعیّنی باشد یا نباشد توحید هست. ظهور توحید نیاز به ظهور مَظهر دارد و تا مَظهری نباشد ظهوری نیست. در مقام ذات که مقام غیبالغیوب است، توحید [بالصّرافه] برقرار است. در آنجا که کثرت نیست و در آنجا که دیگر ظهور نیست، بلکه عالَم عماء محض است، عالَم ظلمات است. آنجا عالم نور نیست، آنجا را بهواسطۀ شدّت اندکاکِ نور عالَم عِماء میگویند. در آنجا دیگر نه مَظهری هست و نه مُظهری و نه ظهوری.
- مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٨٠٣.

