توحید و ولایت، حقیقت مستودعه در وجود انسان
3گرچه بنا بر این بود و هست و خواهد بود که بنده مطلبی مطرح نکنم و مسئلهای عنوان نشود، ولی از آنجایی که طبعاً عیدیِ ماه رمضان در روز عید پرداخته میشود؛ حالا بهعنوان [اجابت دعوت دوستان] چند دقیقهای [صحبت میکنیم، چون] وقتی که به ما لطف و مرحمت دارند اگر ما مضایقه کنیم خلاف مروّت است.
مطلب دیگر اینکه چون احساس میکردم که متأسفانه ما به همان ابتلایی که غالب افراد به آن مبتلا هستند، مبتلا هستیم و آن این است که هر مطلب و هر مسئله و نُصحی که مطرح میشود، طبع و نفس بنیآدم آن را به خود نمیگیرد و به دیگران احاله میدهد و بهطور کلی گویا انسان از دایرۀ مطالب اخلاقی و مسائلی که مورد تربیت و تزکیۀ انسان است، به کناری است؛ درحالیکه همۀ افراد دارای نقص و عیب هستند و خود گوینده هم از این قاعده و از این دایره مستثنیٰ نیست.
بنابراین بهتر این است که هر مسئلهای که مطرح میشود و هر کسی به هر کیفی و در هر مظهری اگر مسئلۀ اخلاقی و نصیحتی را مطرح میکند، انسان آن را به خود بگیرد و به خطیب و گوینده توجه نداشته باشد. گفت:
مرد باید که گیرد اندر گوش *** ور نوشته است پند بر دیوار1 در آن عرائضی که در روز نیمۀ شعبان در مشهد مقدّس به عرض رساندم، خطاب من متوجه یک طیف خاص نبود، بلکه همۀ افراد را بلا استثنا شامل میشد. مسئله این بود که بعضی نا آگاهانه دربارۀ خطیرترین و مهمترین مسئلۀ عالم وجود و عالم هستی که مسئلۀ ولایت تکوینیۀ مطلقه است، اظهار نظر میکردند؛ افرادی که از ولایت فقط کلمات و حروف او را میدانستند، و متأسفانه بعداً مشاهده شد که گویا مطلب ما به آن افرادی که خطاب ما به آنها تعلق گرفته، واقع نشده است.
منظور از امانت در آیۀ شریفه
خداوند در این آیۀ شریفه میفرماید:
«ما امانت را بر آسمانها و زمین عرضه داشتیم، ولی آسمانها و زمین إبا کردند از اینکه آن را قبول کنند، ولکن انسان آن امانت ما را پذیرفت و آن را متحمّل شد و قبول کرد.»
- گلستان سعدی، باب دوم، حکایت شمارۀ ٣٧.

