در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب رجوع به اولیای الهی وتبعیّت از ایشان

ملاک ومعیار رجوع وبه اولیای الهی

16041
عید فطر
نسخه عربی

وجوب رجوع به اولیای الهی وتبعیّت از ایشان

8
  •  امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرماید:

  •  «ای مردم، شما به امام علیه السّلام و به عترت پیغمبر چیزی یاد ندهید، آنها بهتر از شما می‌دانند و به راه آگاهی بیشتری دارند؛ إنّهم أعلَم منکُم1

  •  نگویید: «آقا، امروز این کار را بکنید! آقا، فردا این مجلس را بگذاریم! آقا، برای فلان کس این مسئله را انجام بدهیم!» مگر خود آنها زبان ندارند؟! مگر خود آنها فکر ندارند؟! این‌قدر کار را خراب‌تر نکنیم و مشکلات را اضافه نکنیم! آخر برای مدتی به فکر خود و دیگران هم باشیم و بدانیم که بسیاری از مشکلات و دردسرها به‌خاطر همین فضولی‌های بیجای ما به‌وجود می‌آید! انسان نباید نسبت به بزرگان این‌گونه باشد و نمی‌تواند برای دلخواه خودش این کارها را انجام بدهد!

  • مواردی از دخالت بیجا در کار اولیا

  •  یادم است چند سال پیش مجلس فاتحه‌ای در مشهد گرفته شد و حضرت آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ هم تشریف داشتند. در آن مجلس، قرآن کنار منبر بود و هر کسی می‌خواست قرآن بخواند می‌رفت در کنار منبر می‌نشست و بعد برای ده دقیقه یا یک ربع قرآن می‌خوانْد و برمی‌گشت.

  •  یکی از رفقا پیشنهاد کرد: «آقا، اجازه می‌فرمایید ما قرآن را خدمتتان بیاوریم و شما قرآن بخوانید؟» آقا در اینجا چه بگویند؟ اگر بگویند: «قرآن را پیش من بیاورید!» زشت است، چون قرآن نباید پیش شخصی بیاید، بلکه انسان باید پیش قرآن برود! از آن طرف اگر دعوت او را هم رد کنند صحیح نیست! مگر قرآن خواندن اشکال دارد؟!

  •  ایشان از آن محلّی که نشسته بودند بلند شدند و تا کنار منبر رفتند و در آنجا برای چند دقیقه قرآن تلاوت کردند. وقتی من گفتم: «این چه‌کاری بود که انجام شد؟!» اظهار داشتند: «می‌خواستیم صدای آقا را بشنویم!»

  •  شما ببینید که منطق ما نسبت به این عمل چه حکمی می‌کند؟ آیا صدای آقا را شنیدن هنر است؟! آیا می‌ارزید که ایشان از جای خود بلند شوند و به آنجا بروند و آیا مگر خود ایشان نمی‌دانستند که این کار را انجام بدهند؟! ما به این کارها می‌گوییم مسائل نسنجیده, دخالت‌های نپخته و اظهار نظرهایی که اولیاء را در مخمصه قرار می‌دهد! قرآن خواندن مسئله‌ای نیست، اما این نکته‌ای است برای نکات دیگر! منظورم مطالبی است که ممکن است به‌واسطۀ طرح آن مطالب، بزرگان در مخمصه قرار بگیرند. ما نباید این کارها را انجام بدهیم!

    1. تفسیر القمی، ج ١، ص ٤.