تبعیت از قرآن و عترت، عامل سعادت انسان
7امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
«أیّها النّاس، لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدیٰ لِقِلَّة أهلِه؛ ای مردم، کمی افراد در شما تزلزل ایجاد نکند، کمی گروندگان به حق در شما تشکیک نیاورد!»
«فَإنّ النّاسَ [قَد] اجتَمَعوا علیٰ مائدةٍ شِبَعُها قَصیرٌ و جوعُها طَویلٌ!» مردم بهدنبال مطالب دیگری هستند. این حطام دنیا یک ظاهر زیبا و فریبندهای دارد، ولی زود گذر است! این ریاساتی که دارد مردم را فریفته میکند و تمام دنیا در جهل این ریاست میسوزد و تمام مسائل مردم و این خلق بهدنبال اهواء آنها نَسَق و ترتیب پیدا میکند، تمام اینها زود گذر است!
شِبَعُها قَصیرٌ؛ یعنی چند صباحی را به ریاسات و مادیات و آنچه در این عالم است دل خوش میکنند و خوش هستند، ولی أعقَبتهُم خُسرانًا طَویلاً؛ یک خسران طویل و بیانتهایی بهدنبال اینها است، بهخاطر اینکه وقت خودشان را در این دنیا به همین مسائل گذراندند.
«أیّها النّاس، مَن سَلکَ الطّریقَ الواضحَ وَردَ الماءَ [وَ مَنْ خَالَفَ] وَقعَ فی التّیه؛1 هر کسی بهدنبال هدایت است، داخل در شریعۀ آب میشود؛ و هر کسی که بخواهد خودش را گول بزند و بین خود و خدا مطلب خودش را صاف نکند، در بیابان هلاکت گرفتار میشود و در ضلالت میافتد!»
منظور از ضلالت ـ آنطوریکه ما خیال میکنیم ـ این نیست که به بعضی از صورتها بیفتد، بلکه منظور از ضلالت این است که انسان هفتاد سال، هشتاد سال عمر کند، آب در کوزه و در کنارش باشد، ولی نتواند استفاده کند؛ این ضلالت است! آنهایی که افراد را نصیحت و موعظه میکردند و حقایق را برای مردم تشریح میکردند، ولی کسی گوش نمیداد و به آنها خرده میگرفتند و طعنه میزدند، الآن که نه از واعظ خبری است و نه از مخاطبین آنها، معلوم میشود که چه کسی در خسران است! الآن آنها متوجه میشوند، ولی دیگر فایدهای ندارد!
الآن هم همینطور است؛ بالأخره این دنیا میگذرد، روزی خواهد رسید که من و شما و همۀ افراد در دل خاک هستیم و دیگر در آن دنیا هستیم! کاری نکنیم که در زمرۀ آنهایی بشویم که «إجتَمعوا علیٰ مائدةٍ شِبَعُها قَصیرٌ و جوعُها طَویلٌ!» زمان متغیّر است، ولی قانون زمان و قوانین زمان تغییر پیدا نمیکند.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣١٩:
«أیُّها النّاسُ، لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدَی لِقِلَّةِ أهلِهِ، فَإنّ النّاسَ قَدِ اجتَمَعوا عَلَی مائِدَةٍ شِبَعُها قَصیرٌ وَ جوعُها طَویلٌ! أیُّها النّاسُ، إنّما یَجمَعُ النّاسَ الرِّضا وَ السُّخطُ. وَ إنّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَهُ بِالعَذابِ لما عَمّوهُ بِالرِّضا. فَقالَ سُبحانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصۡبَحُواْ نَٰدِمِينَ﴾*. فَما کانَ إلّا أن خارَت أرضُهُم بِالخَسفَةِ خوارَ السِّکَّةِ المُحماةِ فی الأرضِ الخَوّارَة. أیُّها النّاسُ، مَن سَلَکَ الطَّریقَ الواضِحَ وَرَدَ الماءَ، وَ مَن خالَفَ وَقَعَ فی التّیه!»
ترجمه: «ای مردم، در راه هدایت از کمیِ اهل آن وحشتزده نشوید؛ زیرا مردم بر سر سفرهای جمع شدهاند که مدّت سیریاش کوتاه و گرسنگیاش بسی طولانی است! ای مردم، همانا رضایت و خشماند که مردم را با هم جمع مینمایند! و جز این نیست که ناقۀ قوم ثمود را یک نفر از آنان پی کرد، اما عذاب الهی همه را در برگرفت؛ زیرا همۀ آنان بدان راضی بودند، و بدین جهت خدا (این کردار را به همۀ آنان نسبت داده) فرمود: ﴿پس ایشان (قوم ثمود) ناقه را پی کردند، سپس از کردۀ خود پشیمان گشتند﴾، سپس دیری نپایید که زمین چونان آهن شخمزنی گداختهای که در زمین نرم فرو رود، صدایی کرد و فرو ریخت! ای مردم، هر کس راه روشن و آشکار در پیش گیرد، به آب رسد؛ و هر کس جز این کند، در بیابان گمراهی سرگردان میشود!» (محقق)
*. سوره شعرا (٢٦) آیه ١٥٧.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣١٩:

