تبعیت از قرآن و عترت، عامل سعادت انسان
5ولی همراه با این قرآن باید مبیّن و مفسّر بیاید تا معانی این قرآن را برای ما روشن کند. در آن مقداری که ذهن ما کشش دارد و میتوانیم آیات را بدون کمک از مبیّن و مفسّر استخراج کنیم استفاده میبریم، ولی مبیّن است که حقایق این قرآن را برای ما روشن میکند. بنابراین قرآن بدون مبیّن و بدون پیامبر اثر چندانی نمیتواند داشته باشد!
منطق «حَسبُنا کتاب اللَه» چیست؟
در اینجا است که عدهای آمدند و با جملۀ «حَسبُنا کتاب اللَه»1 بین این دو مسئله تفریق قائل شدند. معنای «حَسبُنا کتاب اللَه» این است که ما عقل و احساس و تخیّل خود را بر تبیین مبیّن و تفسیر مفسّر حاکم میکنیم و ترجیح میدهیم، در نتیجه دیگر نیازی به پیغمبر برای تفسیر قرآن نداریم! دیگر نیازی به علی برای بیان معارف قرآن نداریم! منطق اینها منطق حکومت اهواء و تخیلات بر حق و واقعیت و بیان و تبیین کتاب اللَه است، لذا میبینیم که نه از کتاب اللَه نصیبشان شد و نه توانستند از بیانِ مبیّن بهرهمند بشوند و غیر از عدۀ معدودی که دور امیرالمؤمنین علیه السلام بودند، بقیه بهدنبال راه خودشان رفتند!
چند نفر به دور آن حضرت آمدند؟ چند نفر توانستند از این کتاب اللَهِ ناطق استفاده کنند؟ آن عدهای که زبان حالشان این بود: «فقَد وَفَدتُ إلیکُم إذ رَغِبَ عنکُم أهلُ الدّنیا و اتّخذوا آیاتِ اللَه هُزُوًا و استَکبَروا عَنها.»2 بقیۀ مردم همه بهدنبال حَسبُنا کتاب اللَه رفتند!
بله، یک نفر این مطلب را گفت، ولی این کلام در دل یکایک افرادی که از امیرالمؤمنین علیه السلام روی گرداندند، وجود داشت؛ اگر وجود نداشت پس چرا به سقیفه رفتند؟! چرا در مقابل کتاب اللَهِ ناطق، مبیّن و مفسّرِ دیگری را برگزیدند؟! آن خلیفۀ دوم یک نفر بود که این مطلب را به زبان آورد، ولی در دل همۀ آنها این مسئله بود: إذ رَغِبَ عنکُم أهلُ الدّنیا و اتّخذوا آیاتِ اللَه هُزُوًا و استَکبَروا عَنها!
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٣٦.
- کامل الزیارات، ص ٥٤، فرازی از زیارتنامۀ ائمۀ بقیع علیهم السلام.
ترجمه: «... که همانا بهسوی شما پناه آوردهام، در آن هنگام که اهل دنیا از شما روی تافته و آیات الهی را به استهزاء گرفته و استکبار ورزیده، از پذیرش آنها سر باز زدهاند!» (محقق)

