لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
8آن امیرالمؤمنینی که حقیقتش عین حقیقت رسولاللَه است، از اینکه فقط اسم او را بیاورند بیزار است! امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: «من با بقیۀ ائمه چه فرقی میکنم؟!» امام زمان علیه السلام میفرماید: «من با بقیۀ ائمه چه فرقی میکنم؟! چرا فقط باید اسم من آورده بشود و چرا فقط باید من را مطرح کنید؟!»
پس اگر همه مطرح هستند، باید وِجهه روی همه باشد؛ و اگر تمام اینها وسائط و وسائل برای مردم از نظر عموم، و برای سلاّک از نظر خصوص هستند، پس ما باید بدانیم که آن نماینده و قائم مقام و جانشین و خلیفۀ آنها و آن کسی که میتواند در غیاب و نبودنِ ظاهری حضرت، نفوس را بهطرف آن مبدأ حرکت بدهد برای ما ظهور پیدا کرده است؛ گرچه ظهور او ظهور عام است و هیچگاه نمیتواند خودش را بهنحو حقیقت و باطن به ما جلوه بدهد؛ چون ما قدرت و تحمّل دیدن آن باطن را نداریم و نمیتوانیم آن حقیقت را ببینیم!
تفاوت سعۀ افراد در ادراک حقایق
حضرت آقا میفرمودند:
من مسئلهای را از مرحوم حداد دیده بودم. وقتی در یک سفر کربلا گوشهای از گوشهای از گوشهای از آن مسئله را برای یکی از افرادی که سالها کار کرده بود و در خدمت مرحوم انصاری بود نقل کردم، تا یک هفته گیج بود و نمیدانست چهکار کند!
تازه اینها به ما چیزی نشان ندادند! یک روز حضرت حداد جلوی خود بنده به حاج محمدعلی کذایی که آن مقامات را طی کرده بود فرمودند:
تو هیچگاه تحمّل مُدرکات و مقامات و شناخت من را نخواهی داشت! اگر من بخواهم گوشهای از آنچه بر من میگذرد را به تو نشان بدهم، همچون سنگ مُذاب ذوب میشوی و دود میشوی و به هوا میروی!
حاج محمدعلی کسی بود که رفقا حرفهای او را نمیفهمیدند و مسائل او را متوجه نمیشدند! صحبت در این است که اگر آن مقام ولایت بخواهد تجلّی کند، دیگر نه دِیْری باقی میماند و نه دیّاری! آنوقت ما به این مسائل میپردازیم که آن قضیه چه موقع [واقع] میشود و این قضیه چطور میشود! میگوید:

