لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
3در صدر اسلام که پیغمبر اکرم بین افراد عقد اخوّت برقرار کردند،1 تنها کسی که توانست به ضمیر برادر ایمانی خودش پی ببرد و از اسرار او مطّلع بشود امیرالمؤمنین علیه السلام بود! بقیۀ اصحاب ـ با مراتب مختلفی که داشتند ـ تا حدودی اطلاع داشتند و مطّلع بودند، و عقد اخوّت براساس مشترکات بسته شده بود؛ نه براساس متمایزات!
ما میبینیم که حضرت میفرمایند: «اینها برادر ایمانی هستند!» اما [در جای دیگر میفرماید:]
لو عَلمَ أبوذر ما فی قلبِ سلمان، لکَفّره أو قَتلَه؛2 اگر اباذر میدانست که در قلب سلمان چه میگذرد، یا سلمان را تکفیر میکرد و یا اینکه خودش را میکشت!
معنای روایت این نیست که سلمان را میکشت، بلکه معنایش این است که یا آن علم باعث میشد که اباذر از مسیر خودش حرکت نکند و آن مدرکات خودش را از دست ندهد که در اینصورت حکم به تکفیر سلمان میکرد؛ و یا اینکه آنچه سلمان میدانست و یافته بود، در اباذر تغییر نهادی ایجاد میکرد و آن مدرکات خودش را از دست میداد و چون تحمّل نداشت، گیج میشد و آن علم، اباذر را از بین میبُرد!
ضمیر «لَقتَله» به عِلم برمیگردد، یعنی یا سلمان ـ درصورتیکه اباذر بر همان مدرکاتش بود ـ باعث میشد که اباذر او را تکفیر کند؛ و یا اینکه اباذر به سلمان اعتماد میکرد و مطالب سلمان را میپذیرفت، ولی چون تحمّلش را نداشت، نمیتوانست سلمان را تکفیر کند، لذا این علم باعث میشد که خودش از بین برود. این همان معنایی است که مرحوم حضرت حداد فرمودند!
روی این حساب، ما باید ببینیم که این راهی که خداوند متعال برای ما در نظر گرفته است، و این مسائلی که ما با آنها دست به گریبان هستیم، آیا براساس مشترکات ما و براساس آنچه بهعنوان یک عامّ واسع و وسیع در میان همۀ افراد جریان دارد در میان ما هست؛ یا اینکه اینطور نیست و اگر ما بخواهیم خصوصیّات فردی هر کسی را در نظر بگیریم، مسئله دچار افتراق میشود؟
- مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٢، ص ١٨٥.
- الکافی، ج ١، ص ٤٠١؛ الوافی، ج ١، ص ١١. با قدری اختلاف.

