در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا

مکتب عرفان، یگانه‌راه شناخت حقیقت ولایت

16569
عید فطر
نسخه عربی

لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا

7
  •  همۀ اینها به‌خاطر نفس ما است. سالک غیر از توجه به یک مرکز و یک نقطه، نباید توجه دیگری داشته باشد!

  •  در تمام دورانی که من خدمت مرحوم حداد بودم و حضرت آقا در خدمت ایشان بودند ـ که ایشان یک روز می‌فرمودند که مرحوم حداد ٢٨ سالِ تمام در خدمت مرحوم قاضی بود و از مرحوم قاضی استفاده برد و من حساب کردم و دیدم که من هم ٢٨ سالِ تمام از مرحوم حداد استفاده کرده‌ام1 ـ یک بار از مرحوم حداد صحبت از ظهور و فرج شنیده نشد! می‌گوید:

  • نام احمد نام جمله انبیاست***چون‌که صد آمد نود هم پیش ماست2
  •  وقتی که مقام ولایت برای ما ظهور می‌کند، دیگر به‌دنبال ظاهر رفتن خلاف است. تمام اولیا و تمام ارض و سماوات و تمام ماسوی‌اللَه از برکت وجود حضرت بقیّةاللَه متنعم می‌شوند و همه از وجود آن حضرت فیض می‌برند؛ منتها صحبت در این است که ما با این نفوس ضعیفه و با این چشم‌های أعمیٰ و با این خصوصیاتی که داریم نمی‌توانیم دو مظهر را در توحید انمحاء کنیم و به دو مظهر جنبۀ آلیّت بدهیم، لذا به یکی که جنبۀ ظهورش قوی‌تر است استقلال می‌دهیم و دیگری را که جنبۀ خفاء در او اقویٰ است کنار می‌زنیم! روی این حساب است که توجه به یک نقطه و یک مبدأ و یک محور از اساسی‌ترین شرایط سلوک سالک است! سالک نباید به دو محور توجه داشته باشد، بلکه فقط باید به یک محور [توجه داشته باشد!]

  •  روی این حساب، اگرچه ما در کلمات بزرگان از این مسائل می‌شنویم و برای مردم هم بیان کرده‌اند، ولی هرگز در مورد آنچه مربوط به این حیطه و این موقعیت و خصوصیت است، دستوری از آنها نرسیده است؛ بلکه تمام صحبت‌هایشان در مورد گرایش به باطن و فرو رفتن در باطن و ولایت امام زمان علیه السلام است، و گرایش یک مسلک قویم و یک منهج مستقیم به توحید، مبیّن و ارزش دهندۀ به آن مکتب است، و هر مقدار که جنبۀ بطن و خفاء و ورود در آن بطنِ واقع قوی‌تر باشد، ملاک ارزش آن مکتب هم بالاتر می‌رود! لذا افراد و نحله‌ها و مکاتبی که فقط به یکی از ائمه مثل امیرالمؤمنین یا امام زمان علیهما السلام توجه دارند، امیرالمؤمنین و امام زمان را مانع و رادع بین خودشان و بین پروردگار و مسیرشان قرار داده‌اند!

    1. رجوع شود به روح مجرد، ص ١٠١؛ مهر فروزان، ص ١٧٧؛ حریم قدس، ص ١١٤.
    2. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص ٥٢.