حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
7معنای ولایت و اولویت رسول اللَه
«أولیٰ» به این میگویند! یعنی آن ولایت رسول خدا نسبت به ما، از آن ولایتی که موجب تأثیر است، و آن ولایتی که موجب انشاء است، و آن ولایتی که موجب جدا شدن یک واقعه است، و آن ولایتی که موجب به هم پیوستن است، أولیٰ است و آن ولایت غالب میشود و نیاز به انشاء و ارادۀ ما ندارد، بلکه همینکه رسول خدا میفرماید: «شما نباید باشید!» یعنی تمام شد. البته حالا از نظر ظاهر صیغهای هم باید خوانده شود و طلاق یا عقدی باید انجام شود. زن هم همینطور است؛ اگر رسول خدا بفرماید: «تو دیگر نسبت به شوهرت نمیتوانی ادامه بدهی!» آن زن فوراً باید جدا بشود. این مسئله هم نسبت به مرد است و هم نسبت به زن. این را میگویند «ولایت».
اگر رسول خدا بگوید: «این آمپول را بزن یا این قرص را بخور و به زندگیات خاتمه بده!» فوراً و بدون یک لحظه درنگ باید انجام داد، چون اگر درنگ بشود وسطش باد میخورد و شاید مسئله طور دیگری بشود.
دستور او انشاء است، إخبار نیست، سؤال نیست، استفهام نیست! ـ امروز میخواهم یک مسائل خیلی دقیقی را خدمتتان بگویم ـ دستور رسول خدا استفهام نیست که بخواهد بپرسد: «نظر شما چیست؟ من که این مطلب را میگویم تو برو وارسی و بررسی کن و نگاه کن و ببین که آیا این کلام من با این مطلب من میخورد یا نه؟» بلکه همینکه او میگوید، مسئله تمام است! چون ولایت او ولایت اللَه است!
وقتی خدا به حضرت ابراهیم میفرماید: «فرزندت را بکُش و ذبح کن!» [مسئله تمام است!] چه کسی به حضرت ابراهیم گفته است؟ این را که دیگر کسی نگفته است، این را خود خدا گفته است، منتها در عالم خواب گفته و در مکاشفه نبوده است، و اتفاقاً مرحوم آقا میفرمودند:
«خواب از مکاشفه دقیقتر و راستتر است، چون جنبۀ تصرفات نفس در مکاشفه بیشتر از جنبۀ خواب است، لذا صحت خواب درصورتیکه رؤیای صادقه باشد از جنبۀ مکاشفه بالاتر است!»

