حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
3هدف پیامبر در واقعۀ غدیر، بالاتر از تشکیل حکومت عادله
یا اینکه منظور پیغمبر این بود که این شخص فردی است که میتواند حکومت شما را اداره کند، آدم عادلی است، خائن نیست، امین است، بیتالمال را حیف و میل نمیکند که هزار هزار بچاپد و بدزدد و به روی مبارک خودش هم نیاورد! نه، این شخص آدمی است که وقتی به منزلش میآیند، چراغ بیتالمال را خاموش میکند و چراغ شخصی خودش را میآورد و روشن میکند!1 برای حُکّامی که میگمارد، عیون و جاسوس قرار میدهد و آن جاسوسها گزارش میدادند که او چه میگوید، چهکار میکند، چه کسانی را به دارالإماره و منزلش راه میدهد، آیا فقط اغنیا میآیند یا فقرا هم میآیند، درش باز است یا بسته است و وقت کاریاش چقدر است! همۀ اینها یکییکی گزارش میشد و امیرالمؤمنین بر طبق آنها تصمیم میگرفت و بعد از آنها بازخواست و حساب و کتاب میکرد؛ برایشان نامه میفرستاد که شنیدهام در فلان روز فلان کار را کردهای! اینطور نبود که امیرالمؤمنین یکی را بفرستد و بعد دیگر پیگیری نکند! نه، امیرالمؤمنین عیون و جاسوس داشت، منتها نه جاسوسی که کار و مسائل شخصی مردم را وارسی کند! [ولی] آیا [صرف عادل بودن حاکم، برای هدایت و سعادت مردم] کافی است؟!
آیا پیغمبر میخواست به مردم بگوید: من که دارم میروم، یک شخص را بعد از خودم میگذارم که اگر حکومت کند به عدل حکومت میکند، یا اگر حاکمی بگذارد، حاکم خوبی میگذارد و هر آدمی را نمیگذارد؟! [آیا پیغمبر میخواست به مردم بگوید که این شخص] آدمی است که اگر صلاحی برای مملکت ببیند، یک صلاح و منفعت کلی را در نظر میگیرد و مصالح اجتماع را بر مصالح شخصی ترجیح میدهد؟!
امکان تحقق حکومت عادله، بدون واقعۀ غدیر و بدون امیرالمؤمنین
خب اگر اینطور است که الآن خیلی از کشورها در دنیا همینطور هستند. شما بروید در سوئیس نگاه کنید و ببینید که مردمش از حکومتشان راضی هستند یا نیستند؟ با جان و دل راضی هستند و بههیچوجه هم حاضر نیستند حکومتشان را از دست بدهند. سوئد همینطور است، آلمان همینطور است، خیلی از کشورهای دیگر هم همینطور هستند؛ چون حکومت باید در قبال مردم پاسخگو باشد! در هرجا که حکومت پاسخگو باشد در آنجا مردم راضی هستند و در هرجا که پاسخگو نباشد، میشود کشورهایی مثل حکومت صدام و امثالذلک. چه عرض کنم! چون پاسخگو نیستند و هر کاری میکنند میگویند ساکت باشید! خفه شوید! غلط میکنید اعتراض کنید! و نظایر اینها.
- مناقب مرتضوی، ص ٣٥٧.

