حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
8حالا خدا به حضرت ابراهیم گفته است: «فرزندت را قربانی کن!» واقعاً ما نسبت به این قضیه فکر کردهایم؟! واقعاً فکر کردهایم؟! آخر یعنی چه؟! یک شخص آن هم یکهمچنین شخصی، جوان برومندی دارد، یا نوجوان رشیدی دارد، هفده هجده ساله یا چهارده ساله ـ در بعضی از روایات داریم که مُراهق بوده یا بزرگتر بوده است ـ1 آنوقت به او بگویند: «فرزندت را بکُش!» این چه دستوری است؟! [نعوذ باللَه] مثل اینکه خدا هم یک چیزیاش میشود!
یعنی همانطور که قبل از این دستور اگر انسان یک نفر را اعدام کند و از بین ببرد، باید قصاص بشود و باید او را کشت و بین کوچک و بزرگ هم فرقی نمیکند، الآن که این دستور میآید نهتنها دیگر قصاص ندارد، بلکه اصلاً واجب میشود، مثل وجوب نماز و وجوب روزه و بلکه این مسئله صدها برابر بالاتر و عمیقتر باید انجام بشود و از اختیار انسان هم بیرون میرود، چون امر خدا است. ما نهایت کاری که میخواهیم انجام بدهیم این است که امر خدا را انجام بدهیم، خب بسم اللَه، این هم امر خدا است دیگر! امر خدا که فقط به نماز تعلق نمیگیرد، نهی او که فقط به منهیات تعلق نمیگیرد، خب این هم یک امر است! اینجا است که ما میبینیم این ولایتی که خدا دارد [در ولیّفقیه هم باید باشد.]
معنای ولایت فقیه
من یک وقت در همان زمان سابق راجع به ولایت فقیه و شکلگیری و چگونگی آن، و کیفیت و کمّیت و محدودهاش با مرحوم آقا مباحثاتی داشتم و به مطالبی هم رسیدم. خلاصه من در آن زمان به مرحوم آقا میگفتم: «آقا، این ولایت فقیهی که شما دارید مطرح میکنید، آیا همان ولایتی است که امام معصوم دارد؟» چون امام معصوم این است که وقتی یکی از صحابی میآید، حضرت میفرمایند: «برو در تنور آتش!»2 قضیه این است! و وقتی که او رفت در تنور آتش، به این نیت رفت که بسوزد و جزغاله بشود، وإلاّ اگر میدانست که این قضیه مثل حضرت ابراهیم انجام میشود، خب بنده هم بلد هستم و همۀ افراد هم بلد هستند، مسیحی و نصرانی هم میتوانند یکهمچنین کاری بکنند! اگر قرار است که در آنجا خبری نباشد، خب ارمنی هم میگوید: «من هم میروم!» یهودی هم میگوید: «من هم میروم!» ولی هارون مکی با این نیت رفت که بسوزد و جزغاله بشود، وإلاّ اگر به این نیت میرفت که مینشیند، هنر نکرده است!
- رجوع شود به مجمع البیان، ج ٨، ص ٧٠٦.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٤، ص ٢٣٧.

