حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
6معنای آیۀ ﴿ٱلنَّبِیُّ أَولَیٰ بِٱلمُؤمِنِینَ مِن أَنفُسِهِم﴾
یعنی همان آیۀ شریفهای که میفرماید: ﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾؛1 «پیامبر از مؤمنین به خودشان اولیٰتر است!» یعنی اختیار افراد نسبت به خودشان در مسائل شخصی و مسائل اجتماعی و در اموری که دارند، حالا هرچه که هست. مثلاً من الآن اختیار دارم که در اینجا بنشینم و کسی هم نمیتواند به من ایراد بگیرد که آقا چرا شما در اینجا نشستهاید؟ ولی نبی به من أولیٰ است و میتواند بگوید: «آقا از این صندلی بلند شو و برو مثل بقیه در آنجا بنشین!» اگر این کار را نکنم کار حرام انجام دادهام و در جهنم میافتم. یا مثلاً من الآن نسبت به خودم اختیار دارم که با هر کسی ازدواج کنم ـ البته الآن دیگر از این حرفها گذشته و یک خرده دیر شده است، این منبر باید در بیست سال پیش اتفاق میافتاد! حالا شما الحمدلله فرصت دارید، نسبت به شما عرض میکنم ـ من میتوانم با هر کسی که بخواهم ازدواج کنم، ازدواج هم که اختیاری است و اجبار نیست که حتماً باید با این شخص ازدواج کنی. حالا اگر رسول خدا بگوید: «اگر میخواهی ازدواج کنی باید با این شخص ازدواج کنی!» من حق ندارم مخالفت کنم و اگر مخالفت کنم عمل حرام انجام دادهام، مثل شراب خوردن و دزدی و ربا و حتی صدها برابر بدتر از اینها را مرتکب شدهام! انسان برای اینها یک توبه میکند و میگوید خدایا غلط کردیم و جبران میکنم! ولی مخالفت با پیغمبر جبران شدنی نیست و این را نمیشود جبران کرد!
یا مثلاً رسول خدا بگوید: «من این ازدواجی را که تو کردهای باطل میکنم!» به محض اینکه گفت «باطل میکنم!» باطل شد و نیاز به طلاق دادن من هم ندارد! توجه کنید! همینکه گفت: «من این ازدواج را رضایت ندارم!» مسئله تمام شد. من نمیتوانم بگویم: «نه آقا، برای چه؟ این حرفها چیست؟ ما ده سال است که داریم زندگی میکنیم و دو تا سه تا بچه آوردهایم، حالا رسول خدا بگوید که از هم جدا شوید؟ این حرفها چیست؟» توجه کردید؟ رسول خدا أولیٰ است، نه مَشتی حسن لبو فروش! اگر رسول خدا فرمود، همینکه بگوید، مسئله تمام است!
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٦.

