حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
5خب از این افراد در میان مردم بودند! پس پیغمبر بگوید: بعد از من این زبیر برای شما حکومت میکند و آدم خوبی هم هست؛ مالتان را نمیدزدد، بیت المال را نمیدزدد که به قوم و خویشهایش بدهد و خودش فرار کند و برود اینطرف و آنطرف در کشورهای دیگر پناهنده بشود! نه، همینطور در میان شما هست و نماز و روزه و حجّتان را برپا میکند، به امور مردم میرسد، فقرا را رسیدگی میکند، بیمه میکند، به مرضی که داشته باشند میرسد، به حقوقشان میرسد! مگر آن چیزهایی که ما میخواهیم غیر از اینها است؟! خب امیرالمؤمنین را برای چه میخواهیم؟ دیگر نیازی نیست! پس غدیر برای چیست؟
همین الآن اینهمه کشورها هستند که از هر جهتی در آسایش هستند؛ از نظر اقتصادی، از نظر علمی و از نظر مدارج آن، از نظر کمال، از نظر اقتصاد، از نظر سلامتی و صحت! هر مرضی که میگیرند یک ده شاهی در بیمارستان از آنها نمیگیرند! گرانترین دارو را به شخص میدهند ولی یک ده شاهی از او نمیگیرند! مردم هم راضی هستند و خودشان هم میخواهند. قانون دارد، سؤال دارد، جواب دارد، میآیند انجام میدهند و مشکلی هم نیست.
هدف پیغمبر از واقعۀ غدیر و معنای «مولا»
خب پیغمبر برای بیان این مطلب نیازی به جمع کردن مردم ندارد که چند ده هزار نفر را در آن آفتاب کذایی جمع کند و بعد بگوید: «مَن کنتُ مولاه فهذا علیٌ مولاه.»1 خیلی عجیب است! حضرت روی آن نقطۀ اصلی دست گذاشته است و این را باید دقت کنیم! میفرماید: کسی را که من مولای او هستم؛ نه کسی که من برای تنظیم امور جامعهاش آمدهام، یا کسانی که من برای وضعیت حکمرانی و تدبیر امور معاش و امور اجتماعی آنها آمدهام، یا کسانی که من برای بهبود زندگی آنها آمدهام.
میفرماید: کسانی که من مولای آنها هستم، علی بهجای من است! هر کسی که من را مولای خودش نمیداند، آزاد و راحت است، خوش آمد، با کسی رودربایستی هم نداریم، اگر نمیخواهد نخواهد! ولی کسی که من مولایش هستم علی بهجای من است!
- تفسیر القمی، ج ١، ص ١٧٤.

