حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
4حالا اگر پیغمبر بیاید و بگوید: من شخصی را در روز غدیر برای شما حاکم قرار میدهم که به شما پاسخگو است! خب [همانطور که بیان شد] الآن بسیاری از کشورها هستند که یکهمچنین حکومتهایی دارند و مردمش هم خیلی راضی هستند و بههیچوجه حاضر نیستند که حکومتشان را از دست بدهند. پس مردم هم بگویند که یا رسولاللَه، ما دیگر نیاز به امیرالمؤمنین نداریم و بدون علی هم میتوانیم با مشورت، یکهمچنین حکومتی را تشکیل بدهیم. حالا اگر ابوبکر و عمر هم نبودند ـ آنها که فقط اهل فرار بودند، ولی بالأخره توطئهای شد و در سقیفه جلو آمدند! ـ یک کس دیگر مثل سعد وقاص که در میان مردم موجّه باشد خوب است. افرادی در میان مردم بودند که موجّه بودند؛ مثلاً زبیر در بین مردم بسیار موجّه بود، طلحه بسیار موجّه بود، اینها کسانی بودند که در جنگها تا آخر میایستادند و مثل آن سه تا نبودند که فرار کنند و بعد از سه روز پیدایشان بشود!1 نه، میایستادند و پای کار بودند و زخم میخوردند. در جنگ که حلوا نبود، تیر بود! یک سپر آهنی هم که به خودشان نبسته بودند، بلکه تیر میخوردند و بدنشان مجروح میشد!
در یک جا دیدم که وقتی در جنگ جمل آن شخص زبیر را غفلتاً در حال نماز کشت، شمشیرش را برای امیرالمؤمنین آورد. امیرالمؤمنین بسیار ناراحت شدند. چون زبیر از جنگ کنارهگیری کرد و جزء لشگر عایشه نیامد ـ خب به همین اندازه از طلحه بهتر بود ـ حضرت فرمودند: «الزّبیرُ وَ قاتلُه فی النّار!»2 چه کسی به تو اجازه داد که او را بکُشی؟ تو داری برای چه کسی میجنگی؟ اگر برای من میجنگی و به ارادۀ من میجنگی، مگر من به تو امر کردم؟ اگر از سر خود است، بلند شو برو و هر کاری که میخواهی بکن، مسؤلیتش هم پای خودت!
وقتی شمشیر زبیر را آورد حضرت نگاه کردند و فرمودند: «چقدر این شمشیر رنج و اندوه از چهرۀ رسولاللَه پاک و محو کرده بود!»3و4یعنی زبیر اینطور بود! معلوم میشود که زبیر یک آدم پابهکاری بوده و تا آخر میایستاده و جنگ میکرده است؛ آنهم جنگهای آن زمان!
- الإرشاد، ج ١، ص ٨٤؛ تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٥٢٢.
- وقعة الجمل، ص ١٣٧.
- مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٦٤.
- میگویند الآن شمشیر زبیر در یکی از موزهها هست و ما هم آن را دیدهایم؛ البته اگر راست باشد!

