ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
4این هم یک تفسیر دیگر از این واقعهای که اتفاق افتاده است، که البته امروزه هم یکهمچنین تفسیری از واقعۀ غدیر مطرح است.
خیلیها میگویند: «منظور پیغمبر این است که در مسائل دینی خودتان، راجع به جهنم و بهشت خودتان، راجع به تکالیف خودتان، راجع به امور دینی، امور اخلاقی و راجع به تربیت و تزکیه باید به یکهمچنین فردی مراجعه بشود.» بله، این حرف تا حدودی صحیح است، البته درصورتیکه طرد طرف دیگر را نکند و فقط بخواهد بخشی از واقعیت را بیان کند، نه تمام آن را.
مکتب اسلام و تشیّع، مکتب منطق
بهطور کلی باید پاسخ مطالب بهصورت منطقی داده بشود. اگر یک مطلب راجع به یک قضیه یا یک واقعه گفته میشود یا یک برداشت میشود، گرچه آن برداشت اشتباه هم باشد، ولی مقتضای فضای علمی و جامعۀ علمی و منطقی این نیست که با درشتی و با طرد و تضییق پاسخ داده شود، بلکه باید نسبت به مسائل، پاسخهای علمی و منطقی داده شود.
اسلام و مکتب تشیع، مکتب منطق است؛ نه مکتب درشتگویی و درشتخویی و ایجاد جوّ نا مناسب! این خارج از مکتب تشیّع است و رسم بزرگان دین بر این نبوده است.
حکومت کردن؛ تفسیر دیگری در رابطه با واقعۀ غدیر
تفسیر دیگری که بعضیها از واقعۀ غدیر میکنند این است که:
بعد از پیغمبر باید خلافت و حکومت به این فرد منتقل بشود، یعنی به پرسیدن مسائل علمی و دینی کاری ندارند، به اینکه این قضیه مربوط به تربیت و تزکیه و رشد و تربیت نفوس و بهدست گرفتن مصالح و مفاسد فرد است کاری ندارند، بلکه فقط بهدنبال این هستند که آن منصب و موقعیت حکومت و خلافت و امر و نهیی که در زمان رسول خدا بهواسطۀ آن حضرت در میان امّت ساری و جاری بود، با ارتحال پیغمبر به این فرد بازمیگردد! [از دیدگاه آنها] معنا و مفهوم و پیام غدیر این است.
یعنی همانطور که در زمان رسول خدا، حاکم اسلام و حاکم مجتمع، خود شخص پیغمبر بود؛ پیغمبر دستور برای انجام فلان مطلب را میداد، دستور برای فلان توقف را میداد، نامه به اینطرف و آنطرف مینوشت، سلاطین را به راه حق و راه راست دعوت میکرد، دستور برای جنگ میداد، دستور برای مصالحه میداد، و بهطور کلی زمام امور مسلمین و اجتماع در زمان پیغمبر بر عهدۀ آن حضرت بود، همۀ این مطالب که ما امروزه در اجتماعات مشاهده میکنیم، به شخص امیرالمؤمنین علیه السلام منتقل میشود، و این همان معنای رائج و دارج و متعارفی است که ما در میان خود مشاهده میکنیم.

