ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
3بعضیها از خود اهلتسنّن پا را از این فراتر گذاشتهاند و گفتهاند که چطور ممکن است که پیغمبری با این خصوصیّات و با این فضائل و مکارم، دهها هزار نفر را در آن بیابان جمع کند و بعد یکهمچنین مطالبی را بیان کند! افراد عادی یکهمچنین کاری را نمیکنند تا چه رسد به اینکه پیامبری آن چنین، اینگونه سخن بگوید و این عمل را انجام بدهد! پس منظور این است که در مسائل دینی به یکهمچنین فردی مراجعه کنید و امور خود را از او بپرسید؛ همانطور که در زمان خود امیرالمؤمنین علیه السلام این مسئله انجام میشد و خلفا در مسائل و گرفتاریها و مشکلات خودشان به امیرالمؤمنین علیه السّلام مراجعه میکردند. در قضاوتهایی که میکردند و چهبسا اشتباه بود، امیرالمؤمنین به داد آنها میرسید، و بارها شنیده شد که خلیفۀ اول و خلیفۀ دوم سخن به مدح امیرالمؤمنین میگشودند و نسبت به آن حضرت ابراز تکریم میکردند!1 و البته چارهای هم نداشتند، چون بالأخره آن کسی که میتوانست گره از مشکلات بردارد، تنها شخص شخیص امیرالمؤمنین بود.
در خیلی از مسائل مانند مسائل فقهی و مسائل علمی، افرادی که از جاهای مختلف میآمدند و از ادیان مختلف بودند، هیچکدام از این خلفا، از عهدۀ مباحثاتی که مطرح میکردند برنمیآمدند و فقط امیرالمؤمنین علیه السلام پاسخگو بود. این مسئله در مرئیٰ و منظر همه بود و همه آن را میدیدند.
آن شخص میآمد و میگفت: «خلیفۀ پیغمبر کیست؟» میگفتند: «این شخصی که در اینجا است.» میآمد و میدید که خلیفۀ اول است. سؤال میکرد و او در جواب میماند و نمیتوانست پاسخ بدهد؛ آنوقت امیرالمؤمنین بدون هیچگونه ادعا و بدون هیچگونه ابراز و بدون هیچگونه مقام اثبات، مطالب را میفرمود و به داد او میرسید و بعد سرش را پایین میانداخت و به منزل خودش میرفت و به هیچکس کاری نداشت.2 خب طبعا باید یکهمچنین فردی مورد تکریم قرار بگیرد و نسبت به او اظهار تواضع و تذلّل و فروتنی بشود.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١١، ص ١٤٠ ـ ١٤٢ و ص ١٧٨ ـ ٢٠٥ و ص ٣٢٠ ـ ٣٥٢.
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون قضایا و محاکمات امیرالمؤمنین علیه السلام رجوع شود به امام شناسی، ج ١١، ص ١٣٥ ـ ٣٦٧.

