رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین
4اول ایشان به دیدن مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ آمده بودند و بعد ما [برای بازدید ایشان] رفته بودیم. من در آن مجلسِ دیدن نبودم و مرحوم آقا برای من تعریف کردند. میگفتند:
«ایشان به اینجا آمد و راجع به مسئلۀ وحدت وجود از من سؤال کرد. گفت: ”آقا سید محمدحسین، (ظاهراً با هم همسن هم بودند و سنّشان در یک حدود بود) این قضیۀ وحدت وجود چیست که راجع به آن اینقدر بین افراد سر و صدا است و بعضیها رد میکنند و بعضیها اثبات میکنند؟ ما امروز آمدهایم که از خود شما بشنویم، چون شما هم اهل فلسفه هستید و هم اهل اصول و مسائل دیگر؛ لذا آمدهایم تا از خود شما بشنویم و میدانیم که شما دیگر حرف آخر را میزنید و به صدق شما هم اعتماد داریم!“»
لزوم دفاع از هر مطلبی براساس حق
این نکته خیلی مهم است که انسان براساس حرفه و فن از چیزی دفاع نکند، چون این میشود بت؛ بلکه باید براساس حق دفاع کند! اگر مطلبی را که قبلاً از آن دفاع میکرده است، بعداً به خلافش برسد، باید برگردد و نباید بماند! [نباید بگوید:] «چون من چند سال پیش این مطلب را گفتهام، حالا هم روی حرفم میایستم!» این غلط و باطل است، این کفر و شرک است! [نباید بگوید:] «چون من قبلاً این مطلب را میگفتهام، حالا عیب است که از حرفم برگردم!» کجایش عیب است؟! این کار واجب است! [نباید بگوید:] «چون من قبلاً این نظر را داشتهام، اگر حالا از نظرم برگردم بد است، میگویند از حرفش برگشته و دیگر چه اعتباری به حرفش است؟» تمام اینها وساوس شیطان و کفر و در قبال حق ایستادن و ابراز انانیت و نفسانیت کردن است!
تا دیروز مطلب برای شما در مورد این قضیه به این کیفیت روشن بود و بیان میکردی؛ بسیار خوب! از امروز مسئله به این کیفیت است؛ بسیار خوب، باید روشن [بیان] کنی! [باید بگویی:] «آقاجان، از امروز من مطلب را اینطور میفهمم!» [و ممکن است] هفتۀ دیگر دوباره بگویید: «نه آقا، اصلاً نه آن قضیه صحیح بود و نه این قضیه صحیح است، بلکه مطلب چیز دیگری است!» ما در عبور و مرور زمان هستیم. توجه میفرمایید؟

