هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
7لزوم حفظ حدود و مراتب واقعی اشخاص
من یک وقت در جایی میخواندم که یکی از بزرگان راجع به شخصی که استادش بوده و در نزد او درس خوانده بود، در ضمن یک مقاله نوشته بود که او کَلِمَةُ اللَه العُلیا بود!
البته از حق هم نباید بگذریم که آن شخص واقعاً مرد بزرگی بود، مرد عالم و دانشمندی بود، در فنون مختلف خبیر بود و اهل تألیف کتاب بود. بنده هنوز کتابهای ایشان را میخوانم و استفاده میکنم! در ریاضی زبردست بود، در نجوم و هیئت دست داشت و در سایر مسائل اطلاع داشت. مرد زاهد و عابد و صالحی بود، اهل تهجّد و مُعرِض از دنیا بود، اهل دنیا و پرداختن به زخارف دنیا نبود، اهل مرید و مریدبازی و بیا و برو و جمع کردن این و آن به دور خود نبود؛ بلکه بهدنبال تحصیل علم بود! اینها مسائل کمی نیست و ما همۀ اینها را قبول داریم و همۀ اینها بهجای خودش محفوظ و إنشاءاللَه الآن جایش در بهشت و مورد شفاعت ائمه است و من قطع دارم که این فرد از صلحا و ابرار است؛ ولی فقط به همین مقدار بود و بیشتر از این نبود!
انسان باید مراتب و شخصیّت افراد و حدود آنها را حفظ کند! هر بلایی که بر سر ما آمده و میآید، بهخاطر این است که حدود را رعایت نکردهایم؛ آن کسی را که پایین است، بالا بردهایم و آن کسی را که بالا است، پایین آوردهایم! همهاش بهخاطر این است! ما هزار و چهارصد سال چوب این را خوردیم که آن کسی که بعد از پیغمبر باید پای منبر مینشست، رفت و بهجای پیغمبر نشست و آن کسی که باید بهجای پیغمبر مینشست، آمد و پای [منبر] نشست و به او گفتند باید بنشینی و به یاوههای این شخص گوش بدهی! یعنی تمام این مسائلی که برای ما پیدا شده است، بهخاطر همین بوده است! هزار و چهارصد سال است که همین است و هیچ تغییری هم نکرده است!

