هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
2أعوذُ بِاللَه مِن الشّیطان الرّجیم
بِسمِ اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ للهِ رَبّ العالَمینَ
و الصّلاةُ و السّلام علَی سیّدنا و نبیّنا أشرف الأنبیاء و المُرسلینَ
و خاتَم السّفراء المُقرّبینَ أبیالقاسمِ محمّدٍ و علَی آله الطّیبینَ الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علَی أعدائِهم أجمعینَ إلَی یومِ الدّین
تصوّر من بر این بود که امروز رفقا از یکی از دوستان استفاده میکنند و فردی برای صحبت و افاده و افاضه معیّن شده است. من هم داشتم آماده میشدم تا به مجلس بیایم که یکمرتبه یکی از دوستان آمد و گفت: «آقا، مداح کو؟! منبری کو؟!» گفتم: «مگر قرار نیست کسی بیاید؟!» گفتند: «بهبه، حالا منبری را چهکار کنیم؟!» یکخرده فکر کردیم و گفتیم حالا که اینطور شد چارهای نداریم که خودمان منبر برویم! البته از یک نظر هم به نفع رفقا شد، چون دیگر از افاضات یک ساعت و نیم و بیشتر ما بعد از منبری خلاص میشوند، لذا جای شکرش باقی است! گاهی این نسیانها خوب است و به نفع انسان است. به قول معروف:
مهر جهانسوز چو پنهان شود *** شبپره بازیگر میدان شود1 علیٰکلّحال نوبت به ما افتاد تا ببینیم که خداوند چه قسمت و چه تقدیر میکند.
استمرار جلسات مرحوم علامه از طهران تا مشهد
مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ صبحها در طهران مجلس اعیاد و وفیات داشتند و مجلس اعیاد و وفیاتشان که در مشهد دائر بود، بهدنبالۀ همان مجلس طهران بود. ایشان از افرادی ـ که معمولاً دو سه نفر بودند ـ بهعنوان منبری دعوت میکردند. البته آنموقع هم شلوغ نبود و نهایت افرادی که شرکت میکردند، از بیست سی نفر تجاوز نمیکرد و بعداً کمکم افراد بیشتر شدند.
الآن که نشسته بودم یادم آمد که در یکهمچنین روزی که عید غدیر بود، من آمدم به حضرت والد گفتم: «آقاجان، منبری کیست؟» ایشان گفتند: «قرار است فلان کس بیاید!» شخصی است که الآن فوت کرده، خدا رحمتش کند! گفتم: «ایشان نیامده است!» گفتند: «حالا یک مقدار صبر میکنیم!» یک ربع بیست دقیقهای صبر کردند، ولی نیامد! حالا یا برایش مشکلی پیش آمده بود و یا اینکه وسیله پیدا نکرده بود. ایشان گفتند: «حالا مجبور هستیم که خودمان منبر برویم!»
- امثال و حکم، دهخدا، ج ٤، ص ١٧٦٢:
مهر درخشنده چو پنهان شود *** شبپره بازیگر میدان شود
- امثال و حکم، دهخدا، ج ٤، ص ١٧٦٢:

