هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
4هدف اولیا از تشکیل مجالس ذکر اهلبیت
من یادم است بعد از فوت مرحوم آقا، صحبت راجع به مسئلۀ ولایت [زیاد] بود. الآن هم همهجا صحبت از قضیۀ ولایت است. هر در و دیواری را که ما میبینیم، از این مطالب إلیٰماشاءاللَه هست؛ ولی چه کسی به این حقیقت ولایت رسیده و به آن اطلاع پیدا کرده است؟! همۀ ما میگوییم که ما اهل ولایت هستیم، منتها بین ولایتِ دِه با ولایت امیرالمؤمنین فرق نمیگذاریم! میگویند: فلانی اهل ولایت ـ یعنی ده و قریه ـ است.
همۀ ما خودمان را اهل ولایت و اهل مکتب اهلبیت میدانیم و از آن دَم میزنیم و همهجا مجلس هست! امروز ببینید همهجا را از اینطرف تا آنطرف چراغانی کردهاند و جشن گرفتهاند. پوستر و کاغذ پخش کردهاند و اینطرف و آنطرف تابلو زدهاند که بیایید در فلانجا مجلس است! خب در آن مجلس به مردم چه گفته میشود؟! امروز که شما در این مجلس حضور پیدا کردید، من میخواهم چه مطلبی به شما بگویم؟ آن گویندهای که در مجلس میخواهد مطلب را به مردم بگوید، چه میخواهد بگوید؟ آیا میخواهد مطالب فتوکپیشده و زیراکسشده و از پیش تعیینشده را بگوید، یا اینکه میخواهد مردم را به آن افق نزدیک کند؟ ـ البته اگر خودش نزدیک شده باشد! ـ آیا آن گوینده میخواهد مردم را به علت و داعی انعقاد این مجالس نزدیک کند؟ آن علت و داعی چیست؟
عرفا و بزرگان و اولیا بهدنبال این نبودند که دائماً یک مطالب کلیشهشده و زیراکسشده را با عبارات مختلف منتقل و پخش کنند و بعد هم همۀ راهها به رُم ختم بشود؛ بلکه آنها بهدنبال این بودند که آن افرادی که وارد مجلس میشوند و در آن شرکت میکنند، فهمشان بالا برود!
لزوم بدون پیشفرض برخورد کردن با مسائل
ما گاهیاوقات وقتی که وارد یک مجلس میشویم، از اول با این ذهنیّت میآییم که ببینیم در این مجلس چه میگویند و چه نقطهضعفی هست تا آن را یادداشت کنیم. این میشود پیشفرض! یا ببینیم که کجای اینجا نقص دارد تا آن را در ذهن بسپاریم! فلانی در این نکته نقص دارد، فلانی در این نکته ضعف دارد، فلانی این را قبول ندارد، فلان گوینده این مطلب را اعتقاد ندارد!

