معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
7[اینکه] در روایات داریم: «کسی که شیعه امیرالمؤمنین علیه السّلام باشد، همیشه خود را برای بلا (یعنی برای امتحان) باید آماده بکند!»1 بر همین اساس است.
تشرّف حارث هَمدانی به خدمت أمیرالمؤمنین علیه السّلام
روایتی را نقل میکنند که بسیار روایت خوبی است؛ مرحوم شیخ مفید در کتاب أمالی، مرحوم شیخ طوسی در کتاب أمالی خود، مرحوم إربلی در کتاب کشف الغمّة، ابیالقاسم طبری شیعی در کتاب بشارة المصطفی2 با سلسله سند متّصل از أصبغ بن نباته ـ که أصبغ بن نباته از اصحاب بزرگوار امیرالمؤمنین و از فدائیان این مکتب است ـ [نقل میکنند]:
قال: دَخَلَ الحارثُ الهَمدانِیُّ علیٰ أمیرِالمؤمِنین علیه السَّلامُ فی نَفَرٍ منَ الشّیعَةِ و
کُنتُ فیهم، فَجَعَلَ الحارثُ یَتَّئِدُ فی مِشیَتِهِ و یَخبِطُ الأرضَ بِمِحجَنِهِ و کان مریضًا.
قبیلۀ همدان از موالیان و شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام
«اصبغ میگوید: حارث همدانی (همدان، یک قبیلهای از یمن بود که بسیار افراد خوبی داشته و همه هم شیعه بودند، در آن زمان هم شیعه بودند و همه از محبّین و دوستداران امیرالمؤمنین علیه السّلام بودند. و حارث همدانی هم از محبّین و شیعیان بوده و روایات در فضیلت حارث همدانی بسیار وارد است)3 با جماعتی از شیعیان که مِنجمله از آنها خودِ من بودم، بر امیرالمؤمنین علیه السّلام وارد شدیم و حارث همدانی هم مریض بود، یک عصای سرکجی هم دستش بود و لذا سنگین راه میرفت و وقتی که راه میرفت این عصا را محکم به زمین میزد.»
فَأقبَلَ علیه أمیرُالمؤمِنین علیه السَّلامُ ـ و کانَت له منه مَنزلَةٌ ـ فقال: «کیف تَجِدُکَ یا حارثُ؟»
«امیرالمؤمنین علیه السّلام رو کردند به حارث همدانی، درحالتیکه حارث همدانی در نزد امیرالمؤمنین دارای شخصیّت و منزلتی بود، امیرالمؤمنین به او گفتند: ”حالت چطور است ای حارث؟!“»
فقال: «نالَ الدَّهرُ یا أمیرَالمؤمِنین مِنّی، و زادَنی أُوارًا4 و غَلیلًا اخْتِصامُ أصحابِکَ بِبابکَ.»
«حارث همدانی عرض کرد: ”یا امیرالمؤمنین! همینطور که میبینی روزگار بر من غلبه کرده و مرا در حال ضعف و ناتوانی و مرض درآورده است، ولی یک چیزی موجب غضب و غلیان و اضطراب و حرارت باطن من شده که بیشتر مرض مرا شدید کرده این است که: اصحاب تو، یاران تو درِ خانۀ تو منازعه و مشاجره دارند.“»
- تنبیه الخواطر (مجموعۀ ورّام)، ج ١، ص ٢٢٣:
«و رُویَ أنّ رجلاً قال: یا رسولَ الله! إنی أُحِبُّک! فقال: ”اِستَعِدَّ للفقر!“ فقال: إنّی أُحِبُّ اللهَ! فقال: ”استَعِدَّ لِلبَلاء!“»
ترجمه: «مردی به رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم عرض کرد: ”من حقّاً شما را دوست دارم یا رسولالله!“ پیامبر اکرم فرمود: ”پس خود را برای فقر آماده کن!“ مرد گفت: ”من حقّاً خدا را دوست دارم!“ پیامبر خدا فرمود: ”پس برای رنج و بلا آماده شو!“» (محقّق)
نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٨٨:
«قال علیٌّ علیه السّلام: مَن أحَبَّنا أهلَ البَیتِ فَلیَستَعِدَّ لِلفَقرِ جِلباباً!»
ترجمه: «کسی که ما اهلبیت را دوست بدارد باید جامهای از فقر برای خود آماده سازد!» (محقّق)
غرر الحکم و درر الکلم، ص ٦٥٧:
«قال علیٌّ علیه السّلام: مَن تَوَلّانا أهلَالبَیتِ فلیَلبَس للمِحَنِ إهاباً!»
ترجمه: «کسی که ولایت و محبّت ما اهلبیت را داشته باشد باید پوستینی برای رنجها ومحنتها بپوشد!» (محقّق) - الأمالی، شیخ مفید، ص ٣ ـ ٧؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ٦٢٥ ـ ٦٢٧؛ کشف الغمّة، ج ١، ص ٤١١ ـ ٤١٣؛ بشارة المصطفیٰ، ص ٤؛ با قدری اختلاف در تمام مصادر.
- مجالس المؤمنین، ج ١، ص ٣٠٨.
- معاد شناسی، ج ٢، ص: ١٣٢، تعلیقه ٢:
«در نسخۀ مجلسی که از أمالی شیخ روایت میکند، و در نسخۀ أمالی مفید و در نسخۀ کشف الغمّة ”أوارًا و غَلیلًا“ وارد شده است. ولی در نسخۀ بحار نقل از أمالی مفید ”أوْبًا غَلیلًا“ و در نسخۀ أمالی شیخ ”أوْرًا و غَلیلًا“ و در نسخۀ بشارةُ المصطفی فقط ”غَلیلًا“ آمده است.»
- تنبیه الخواطر (مجموعۀ ورّام)، ج ١، ص ٢٢٣:

