در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی

0
جلسات
نسخه عربی

معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی

5
  • ﴿وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾؛1 «ما از پیش خود به آنها اجر بزرگ می‌دادیم، مزد بزرگ و جزاء بزرگ می‌دادیم!»

  • خدا که به کسی علم می‌دهد، می‌گویند: علم لدنّی داده است؛ یعنی علمی که از ناحیۀ خداست. در اینجا هم که جزاء از ناحیۀ پروردگار به ما می‌رسد، غیر از جزاهای دیگر است.

  • ﴿وَلَهَدَيۡنَٰهُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا﴾؛2 «دیگر اینکه: ما آنها را در صراط مستقیم وارد می‌کردیم.»

  • که هیچ اعوجاجی، انحرافی، افراطی، تفریطی در او متصوّر نیست و از نقطۀ نظر زندگی شخصی، اجتماعی، فردی، دنیوی، اخروی، امر معاش، امر معاد، از هر جهت وجود آنها در میزان و صراط حقّ و عدالت به سوی مقصد و راه کمال حرکت می‌کند؛ این معنی صراط مستقیم است.

  • معیّت با انبیا و صدّیقین و شهدا و صالحین، أثر تبعیّت از ولایت

  • ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَـٰٓئِكَ رَفِيقٗا﴾.3

  • «کسی که از خدا و رسول اطاعت کند، معیّت پیدا می‌کند و یکی می‌شود با پیغمبران و صدّیقین و شهداء و صالحین.»

  • و چه‌بسیار خوب رفقایی پیدا می‌کند که هم‌نشینان و هم‌صحبتان او انبیاء و صدّیقین و شهداء و صالحین باشند.

  • ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡفَضۡلُ مِنَ ٱللَهِ﴾؛4 «این فضلی است از طرف پروردگار که عنایت می‌شود به آن افرادی که در سایۀ اطاعت خدا و پیغمبر به هم‌نشینی و مصاحبت با انبیاء و اولیاء فائز گردند.»

  • که نتیجۀ ولایت است؛ یعنی: نتیجۀ اطاعت!

  • ولایت، اساس اعتقاد شیعه

  • و لذا اساس اعتقاد شیعه که بر ولایت است، این اساس مکتب تربیت است. شیعه می‌گوید: تمام افراد باید در تحت تربیت امام باشند، اوامر او را گوش کنند و نواهی او را ترک کنند. این، انسان را به سعادت می‌رساند. اگر انسان بگوید: «خدا را قبول دارم»، امّا در تحت اطاعت امام نباشد، فایده ندارد؛ زیرا که خدای مصنوعی و تخیّلی انسان را تربیت نمی‌کند. اگر انسان بگوید: «خدا را قبول دارم، پیغمبر خدا را هم قبول دارم، قرآنی را که آورده قبول دارم، امّا از امام تبعیّت نمی‌کنم، خودم سنّت پیغمبر را می‌گیرم و آیات قرآن را مطالعه می‌کنم و عمل می‌کنم»، گمراه است؛ نمی‌فهمد! برای اینکه [وجود] پیغمبری که به انسان تعلیم کند، آیۀ قرآن را تفسیر کند، خاص را از عام، ناطق را از منطوق، مجمل را از مبیّن جدا کند لازم است؛ قرآن کلّیات است، هرکس قرآن را برای خود به نحوی تفسیر می‌کند!

    1. سوره نساء (٤) آیه ٦٧.
    2. سوره نساء (٤) آیه ٦٨.
    3. سوره نساء (٤) آیه ٦٩.
    4. سوره نساء (٤) آیه ٧٠.