معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
3توحید عملی، یگانه دستگیر و راهبر انسان
ولایت یعنی: خدایی را که آسمانها و زمین را ایجاد کرده است، در مظاهر اسماء و صفات، حتّی کوچکترین اسماء جزئیّه، ملاحظه و مشاهده کردن و معتقد بودن و انسان خود را در تحت قیمومت چنین پروردگاری قرار دادن. و اگر کسی به این درجه از ولایت برسد، توحید عملی دارد و الاّ توحید عملی ندارد؛ و توحید لفظی و مفهومی هم به درد نمیخورد. آنچه دست انسان را میگیرد، توحید عملی است!
عبادت پروردگار بدون اطاعت پیغمبر، منافی با ولایت
آیات قرآن دلالت میکنند بر اینکه هر پیغمبری از طرف خدا آمده است، مردم را به توحید و اطاعت از آن پیغمبر دعوت کرده است؛ ﴿فَٱتَّقُواْ ٱللَهَ وَأَطِيعُونِ﴾.1
در سورۀ شعراء چندین مرتبه این عبارت تکرار میشود که حضرت نوح و حضرت لوط و حضرت صالح و حضرت شعیب به امّت خود دعوت میکردند: «خدا را اطاعت کنید و از من اطاعت کنید!»
تنها عبادت خدا بدون اطاعت از پیغمبر، دین و مذهب نیست؛ تا عبادت پروردگار توأم با اطاعت پیغمبر نباشد، ولایت نیست. آن خدا، خدای تخیّلی و خدای موهومی است، و خدای موهومی در خارج نیست. آن خدایی که پیغمبر معرفی میکند و برای رسیدن به معارف او دستوراتی قرار میدهد و انسان را از نقطۀ نظر افعالش به یک سلسله افعالی محدود میکند که او را از خیانت و غوایت و تجاوز به حقوق و ستم بر نفس باز بدارد و انسان را در مقام عدل و حق متحقّق کند و تمام مراتب عبودیّت را در وجود انسان منطبق کند، اطاعت و عبادت از این خدا مثمر ثمر است.
﴿أَطِيعُواْ ٱللَهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡ﴾؛2 «از خدا باید اطاعت کنید، از پیغمبر خدا باید اطاعت کنید و از امام هم باید اطاعت کنید!»
تا اطاعت از اولیالأمر نباشد، اطاعت از خدا و پیغمبر نیست؛ و لذا دیده میشود که تمام آن خلفای جور که میآمدند، برای اینکه مردم را دعوت به خود کنند و بر اریکۀ حکومت جائرۀ خود ادامه دهند، خود را اولیالأمر معرفی میکردند و میگفتند: «اطاعت خدا را بکنید و اطاعت پیغمبر را هم بکنید، امّا باید از ما حرف گوش کنید!» امّا این خلاف منطق قرآن است!3
- سوره شعراء (٢٦) آیه ١٠٨، ١١٠، ١٢٦، ١٣١، ١٤٤، ١٥٠، ١٦٣، ١٧٩. الله شناسی، ج ٣، ص ٢٩٠:
«تقوای خدا را پیشه سازید و از من اطاعت کنید!» - سوره نساء (٤) آیه ٥٩.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون اختصاص لقب «أولوا الأمر» به حضرات معصومین علیهم السّلام و همچنین اینکه خلفای جور به ناحقّ این لقب را به خود نسبت میدادند، رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ١٤٥؛ ج ٩، ص ١٣٨؛ ج ١٨، ص ٢١٧؛ أنوار الملکوت، ج ٢، ص ٩٧؛ حیات جاوید، ص ١٢٥.
- سوره شعراء (٢٦) آیه ١٠٨، ١١٠، ١٢٦، ١٣١، ١٤٤، ١٥٠، ١٦٣، ١٧٩. الله شناسی، ج ٣، ص ٢٩٠:

