غدیر، حقیقتی زنده در تمام تاریخ برای هدایت بشر
3[ای رسول ما، ] بیست و سه سال خون دل خوردی، در جنگها شرکت کردی، سنگ به دندانت زدند، به پیشانیات زدند، به پایت زدند، اینطرف و آنطرف دربهدرت کردند، 1 تمام این کارهایی که انجام دادی برای امروز است! ببینم امروز چگونه از عهدۀ رسالتت برمیآیی! مسئله این است.
ما یک ولایت میشنویم، منتها نمیدانیم که این ولایت چه مفهومی دارد! اگر آمدی و به این رسالت عمل کردی، فَبِها وَ نِعمَةً؛ و اگر عمل نکردی، ما با تو شوخی نداریم! پیغمبر هستی، باش! خاتم انبیا هستی، باش! سرور کائنات هستی، باش! أوّلُ مَا خَلقَ هستی، باش! واسطۀ بین مقام احدیّت و هوهویّت و واحدیّت هستی، باش! ولی همۀ اینها فدای امروز است، فدای این مسئلهای است که امروز باید آن را به مردم ابلاغ کنی!
در اینجا یک کمبود مهم وجود دارد که برای مردم بیان نشده است که اگر انجام ندهی اصلاً ﴿فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥ﴾؛ انگار که تو از روز نخست پیامبر ما نبودهای و تمام کارهایی که در این بیست و سه سال انجام دادهای، هباءً منثوراً است و همه بر هوا میرود [و انگار] انجام ندادهای!
این خیلی قضیۀ عجیبی است! پیغمبر در این بیست و سه سال برای چه متحمّل اینهمه مطالب شد؟ برای اقامۀ عدل، برای از بین بردن ظلم، برای استقرار نظام صدق، برای زدودن نفاق، برای از بین بردن جهل ـ و خدا به داد ما برسد از این جهل! ـ و برای رشد و شکوفایی عقل، «لِیُثیروا لَهم دَفائِنَ العُقولِ؛ 2 «تا پیغمبران بیایند و این دفینههای عقولی را که خدا در کمون آدمی و انسان قرار داده و کلیدش بهدست آنها است، با راه و روشی که به ما ارائه میدهند باز کنند.»
میگویند از این راه برو! و اگر رفتی، این [دفینههای] عقلت یکییکی باز میشود و میبینی که نسبت به ماه قبل تغییر کردهای، نسبت به دو ماه قبل تغییرت خیلی بیشتر بوده است، نسبت به سال قبل مطالبی را میفهمی که سال گذشته نمیفهمیدی، قضاوتی را میکنی که سال گذشته اینچنین نبوده است! اینها برای چیست؟ برای این است که دائماً عقل دارد رشد میکند.
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون جریانات زندگانی پیامبر اسلام صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، رجوع شود به سیری در تاریخ پیامبر اکرم.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٣. حیات جاوید، ص ١٧:
«...فَبَعَثَ فیهِم رُسُلَهُ و واتَرَ إلیهم أنبیاءَهُ لیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِهِ و یُذَکِّروهُم مَنسیَّ نِعمَتِهِ و یَحتَجّوا عَلَیهِم بِالتَّبلیغِ و یُثیروا لهم دَفائِنَ العُقولِ و یُروهُم آیاتِ المَقدِرَة....»
«...تا اینکه خدای متعال پیامبرانش را در میان مردم برانگیخت و انبیائش را پیدرپی بهسوی آنان روانه ساخت تا میثاق و عهدی را که در فطرت آنان نسبت به حقیقت توحید و اقرار به ربوبیّت حق و عبودیّت خویش مستتر بود، باز جویند و نعمت فراموششدۀ اتّصال به مبدأ ربوبی را یادآوری نمایند و با حجّت و برهان، تبلیغ مبانی و اصول معرفت را به انجام رسانند و دفینههای عقول مستتر را بگشایند تا حقایق هستی بر آنان مکشوف شود و به مرتبۀ عقل فعّال متّصل شوند و دولت معرفت را بهدست آورند....»

