غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
8آیا میشود مقام امامت را تصور کرد؟
امام زینالعابدین چه کرد؟ محمّد بن حنفیه آمد ادعای امامت کرد و خیال کرد امامت هم همینطوری است که حالا صرف پسر امام بودن کفایت میکند! محمّد حنفیه مردی فقیه، بزرگ، پسر امام، در میان مردم صاحب شأن و مقام و شخصیت بود؛ خیال کرد قضیّه تمام است. بعضیها میگویند: «این مطالب را برای مردم گفت.» نه آقاجان، این حرفها را نداریم؛ بلکه قضیّه برایش اشتباه شد. فرزندان ائمّه که همه یکسان و یکاندازه نبودند؛ دیدید که بعضی از فرزندان ائمّه چه کردند؟! دیدید که برادران امام رضا چه کردند؟! دیدید که عموهای امام رضا چه کردند؟!1 همچنین هم مطلب بر محمّد حنفیه مشتبه شده بود. آمد گفت: «من امام هستم.» حضرت فرمودند:
«امام آن کسی است که همۀ عالم تکوین در تحت اختیار و ارادۀ او باشد. بلند شو بیا با هم برویم به کنار حجرالأسود؛ تو از او بخواه که بر امامت تو اقرار کند، من هم میخواهم. هر کدام را دیدیم گفت، قبول است و ما تسلیم هستیم.»
محمّد بن حنفیه آمد هرچه دعا کرد و هرچه کرد، صدایی از آن برنیامد! نمیدانم چرا ایشان این کارها را کرد؟! خلاصه باید بداند که اینطور نمیشود! حالا شاید هم در آنموقع تنبّهی پیدا شده و خواسته است مردم هم بفهمند؛ این بعید نیست. ولی همینکه امام سجاد علیه السّلام از حجرالأسود تقاضا کرد، با صدای بلند اقرار به امامت و وصایت آن حضرت کرد و همۀ مردم هم شنیدند.2 پس این قضیّه شوخی نیست؛ امام این است. وقتی امام این است، پس ما با امام فرق میکنیم؛ [این کارها] یعنی چه؟! باید حدود رعایت بشود!
مرحوم آقا جلد هجده امام شناسی را برای چه نوشتند؟! من از مرحوم آقا سؤال کردم: بهترین کتاب شما که تألیف کردید، چه بود؟ ایشان اوّل فرموند: «بهترین کتاب، لمعات الحسین بود.» که کلمات سیّدالشّهدا علیه السلام است و مافوق کلام امام، کلامی وجود ندارد؛ البتّه غیر از قرآن که آن مسئلهاش فرق میکند [و منظور] از کلام مربوبین و مخلوقین است. گفتم: بعد، چه؟ ایشان فرمودند: «بعد، امام شناسی بود.» ایشان فرمودند:
- رجوع شود به مسائل علی بن جعفر، ص ٣٢١؛ الکافی، ج ١، ص ٣٢٢؛ روح مجرّد، ص ٢٣٢.
- روضة الواعظین، ج ١، ص ١٩٧؛ إعلام الوری، ج ١، ص ٤٨٥.

