غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
3اهلبیت در هدایت افراد چقدر استقامت داشتند؟
پیغمبر این را در روز غدیر به همه اعلام کرد و با آن وضعیتی که البته همه میدانند و آن موقعیتی که در آنموقع بود، آمد برای افراد این قضیّه را واضح کرد و فرمود: «آیا تا بهحال کسی را دلسوزتر از من به خود دیدهاید؟!» آخر کدام پیغمبر اینهمه درد و رنج کشید؟! آخر ما در دنیا کی سراغ داریم که [کسی] از مکّه بلند شود به طائف برود و آن مصائب به سرش بیاید، یک نفر را مسلمان کند برگردد؟!1 کسی میآید یکچنین کاری بکند؟!
ما به خودمان نگاه کنیم، حالا ما مبلّغ هستیم و مثلاً دنبالهرو آن حضرت هستیم و به حسب ظاهر میخواهیم خودمان را چند درصدی در آنجا قرار بدهیم، واقعاً همچنین کاری میکنیم؟! یعنی اگر بخواهیم آن مسئولیّتی را انجام بدهیم که احساس میکنیم و درک میکنیم، همچنین کاری میکنیم؟! این کار را نمیکنیم؛ میگوییم: آقا، مردم چه کسی هستند؟! حالا مسلمان شدند یا نشدند، به من چه مربوط است! بلند شوم اینهمه راه بروم و بعد هم اینهمه سنگ بزنند و سر و پایم را بشکنند و بعد هم عِداسی پیدا شود و آن را متوجّه حقیقت توحید کنم و او را مسلمان کنم، و این را ثمرۀ این مسافرتِ با مشقّت و با صعوبت و تلخی و مرارت قلمداد کنم و خیلی هم از خدا شاکر باشم که الحمدلله خداوند توفیق داد یک نفر در این سفر مسلمان شد! ما این کار را نمیکنیم و شوخی هم نداریم. ما کار ظاهر و عادیمان را انجام نمیدهیم و در این امور، مدام مسئله را به تقدیر خدا برمیگردانیم و قضیّه را به آن طرف هُل و سُر میدهیم.
ولی میبینیم رسول خدا این کار را کرد؛ به سر و پایش سنگ زدند، از سر و پایش خون آمد، به کوه ابوقبیس فرار کرد، دنبالش کردند، این رجالهها و آدمهای لات و... را که در هر زمانی بحمداللَه بهنحو وفور هم پیدا میشوند، بهدنبال پیغمبر فرستادند و بچّهها را تحریک کردند:
- رجوع شود به السیرة النبویة، ج ١، ص ٤٢١؛ دلائل النبوة، ص ٦٧؛ إعلام الوری، ص ٥٤؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ٦٨.
جهت اطّلاع از تفصیل این داستان و وقایع بعد از آن، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ٣٣٨ ـ ٣٣٤ به نقل از تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٣٤٤ ـ ٣٤٦.
- رجوع شود به السیرة النبویة، ج ١، ص ٤٢١؛ دلائل النبوة، ص ٦٧؛ إعلام الوری، ص ٥٤؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ٦٨.

