غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
7پیغمبر آمد به آنها بگوید که آقاجان من، همانطوریکه من آمدم و از طرف خدا بهواسطۀ خصوصیّات مافوق بشری عادی (نهاینکه بشر نمیرسد، خود بشر هم میرسد به همانجایی که چشم دلش باز بشود و بصیرت پیدا بکند و حقایق را تشخیص بدهد و بفهمد و دیگر کسی نتواند او را فریب بدهد؛ اگر جلوی او هزار تا قسم و آیه هم بخورند، میبیند مسئله چیز دیگری است)، و همانطوریکه من با آن خصوصیّات غیر عادی خودم در این مدت با شما بودم و شما را بهسمت او دعوت کردم و اعلان کلمۀ توحید کردم و اظهار مبانی عرشیِ ربوبی در میان جامعه و اصلاح فرد نمودم، با همان خصوصیّات و با همان کیفیّت و همان سعۀ وجودی و همان ادراک و بصیرت دارم یک نفر را بهجای خودم میگذارم! عمار را بهجای خودم نمیگذارم؛ چون عمار ناقص است. توجّه کنید، عمّاری که رسول خدا فرمود: «پردۀ بین دو چشم من است!»1 یعنی اصلاً فاصلهای بین عمار و من نیست. ابیذر را بین شما نمیگذارم؛ چون ابیذر با تمام صداقت و خصوصیّاتی که دارد، باز ناقص است. توجّه کنید، ناقص است! مقداد را نمیگذارم؛ ناقص است. خیلی آدمهای خوبی هستند و از جملۀ افرادی هستند که در آن فتنهای که بعد از رسول خدا اتّفاق افتاد، با امیرالمؤمنین بودند دیگر.2 بصیرت داشتند، ولی سعۀ وجودی راهبری را ندارند و آن سعۀ وجودی امامت و ولایت را ندارند. اینها افراد خوبی هستند، ولی آن کسی که دارای حقیقتی است که حقیقت مماثل و مشابه و عین من است، فقط یک نفر در امّت است و آنهم علی بن أبیطالب است، و دیگری نیست! یعنی همان حقایقی را که من تا بهحال بیان میکردم، بدون یک واو کم و زیاد از او بشنوید؛ هر اخلاق و رفتاری که من در طول این بیست و سه سال داشتم و شیوههای اجتماعی که پیاده کردم و با افراد بودم و با همان شیوهها این کفّار و مشرکین به من گرویدند، همان را بعد از من فقط در این علی پیدا کنید؛ همان ارتباط با غیب و اطّلاع بر ملکوت آسمان و زمین و تمام حقایق اسماء و صفات پروردگار را که با آن حقایق اسماء در میان شما بودم، نزول آنها و ظهور آنها را فقط در این علی بیابید، تمام! آن معجزاتی را که تا بهحال من انجام میدادم و شقالقمر کردم و... و همۀ شما دیدید، همه را هم نقل کردهاند،3 در علی پیدا کنید؛ ببینید او هم میتواند شقّالقمر بکند و خورشید را نگه دارد و برگرداند و سنگریزه را به شهادت وا دارد یا نه؟!4
- المسترشد فی إمامة علی بن أبیطالب علیه السّلام، ص ٦٥٥:
«و منهم عمّار بن یاسر الّذی ملئ إیمانًا إلی حشاشته و قال فیه النّبیّ (صلّی اللَه علیه و آله و سلّم): ”عمّار جلدة بین عینیّ.“» - الاختصاص، ص ٦:
«عن بُرَیدِ بنِ مُعاویَةَ، عن أبیجَعفَرٍ علیه السّلام قال: ”ارتَدَّ النّاسُ بَعدَ النَّبیِّ صلّی اللَه علیه و أله و سلم إلّا ثَلاثَةَ نَفَرٍ؛ المِقدادُ بنُ الأسوَدِ و أبوذَرٍّ الغِفاریُّ و سَلمانُ الفارِسیُّ، ثُمَّ إنَّ النّاسَ عَرَفوا و لَحِقوا بَعد.“». عنوان بصری، ج ٢، ص ٢٩٦:
«پس از پیامبر، همه مسلمین از دین برگشتند جز سه نفر: مقدادبناسود و ابوذر غفاری و سلمان فارسی؛ مدتی بعد از آن مردم حق را شناخته و به آنان ملحق شدند.»
الاختصاص، ص ١٠:
«عن أبیبَکرٍ الحَضرَمیِّ قال: قال أبوجَعفَرٍ علیه السّلام: ”ارتَدَّ النّاسُ إلّا ثَلاثَةَ نَفَرٍ؛ سَلمانُ و أبوذَرٍّ الغِفاریُّ و المِقدادُ.“ قال: فَقُلتُ: فَعَمّارٌ؟! فَقالَ: ”قد کان جاضَ جَیضَةً ثُمَّ رَجَعَ.“ ثُمَّ قال: ”إن أرَدتَ الَّذی لَم یَشُکَّ و لَم یَدخُلهُ شَیءٌ فالمِقدادُ. فَأمّا سَلمانُ فَإنَّهُ عَرَضَ فی قَلبِهِ عارِضٌ: أنَّ عندَ ذا ـ یَعنی أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام ـ اسمَ اللَهِ الأعظَمَ لَو تَکَلَّمَ بِهِ لَأخَذَتهُمُ الأرضُ و هو هَکَذا! فَلُبِّبَ و وُجِئَت فی عُنُقِهِ حَتَّی تُرِکَت کالسِّلعَةِ و مَرَّ بِهِ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام فَقالَ: «یا أباعَبدِاللَهِ، هذا مِن ذاکَ بایِع، فَبایَعَ.» و أمّا أبوذَرٍّ الغِفاریُّ فَأمَرَهُ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام بِالسُّکوتِ و لَم یَکُن تَأخُذُهُ فی اللَهِ لَومَةُ لائِمٍ فَأبَی إلّا أن یَتَکَلَّمَ فَمَرَّ بِهِ عُثمانُ فَأمَرَ بِهِ. ثُمَّ أنابَ النّاسُ بَعدُ؛ فَکانَ أوَّلَ مَن أنابَ أبوساسانَ الأنصاریُّ و أبوعَمرَةَ و فُلانٌ حَتَّی عَقَدَ سَبعَةً و لَم یَکُن یَعرِفُ حَقَّ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام إلّا هؤلاء السَّبعَةُ.“» - جهت اطلاع پیرامون معجزات رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم، رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٢١ ـ ١٧٠ [مجموعا ٢٦٠ معجزه را ذکر می کند]؛ بحار الأنوار، ج ١٧، ص ٢٢٥ ـ ٤٢١، باب جوامع معجزاته صلی اللَه علیه و آله و سلم [مجموعاً ١٤٣ معجزه را ذکر می کند].
- جهت اطلاع از معجزات امیرالمومنین علیهالسلام رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ١٧١ ـ ٢٣٥. [جمعا ٧٨ معجزه را ذکر مینماید].
- المسترشد فی إمامة علی بن أبیطالب علیه السّلام، ص ٦٥٥:

