غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
5منصب ولایت و رسالت که بر رسول خدا آراسته بود، بهخاطر اینها بود، بهخاطر این سعه و این ظرفیت بود و بهخاطر این بود که رسول خدا بین خودی و غیر خودی فرق نمیگذاشت، بین کافر و غیر کافر فرق نمیگذاشت و همه را به چشم توحید میدید و میخواست همه هدایت بشوند؛ نهاینکه به کفار که میرسد بگوید: همه را بکشید، اینها کافرند! نه، میگفت: کافر باید مسلمان بشود. این را باید با آن شیوه و اخلاقی که مختص به او است آورد و مسلمان کرد؛ نهاینکه با او دعوا کرد، نهاینکه به او روی ترش کرد، نهاینکه او را مورد عذاب قرار داد که تو کافری!
مگر این مسلمانهایی که در زمان رسول خدا مسلمان شدند، از شکم مادر مسلمان به دنیا آمدند؟! اینها هم کافر بودند دیگر، پدرشان کافر بود، مادرشان کافر بود. مگر عمار یاسر از اوّل مسلمان به دنیا آمد؟! مگر یاسر از اوّل مسلمان به دنیا آمد؟! مگر زید بن حارثه مسلمان به دنیا آمد؟! اینها همه کافر بودند، آمدند و با اخلاق رسول خدا و با آن سعۀ وجودی و با آن روحیّه برخورد کردند، نفس و فطرت آنها گرفت. حالا اگر قرار بود مثل بنده عمل بکنیم که آن مسلمانش هم برمیگشت و کافر میشد! اگر قرار باشد بنده با اخلاق خودم بخواهم کسی را دعوت بکنم، مسلمان برمیگردد و کافر میشود! حالا کافر که به جای خود میماند؛ آن که اصلاً صحبت در او نداریم. این سعه و ظرفیت وجودی و این نفس بود که آمد و آن کافر خدانشناس مشرک و دارای اهواءِ شیطانی و افکار جاهلیّت را چنان متبدّل کرد که از او مسلمانی ساخت که رسول خدا در زمان حیات به وجودش افتخار میکرد! این اخلاق و این رفتار بود.
و ما این اخلاق و رفتار را در اولیا و عرفا مشاهده میکنیم؛ چون آنها هم همین هستند. این اخلاق، اخلاقی است که ما در امام صادق مشاهده میکنیم؛ این اخلاق همان اخلاقی است که در امام حسن و امام حسین و در ائمّه مشاهده میکنیم و ـ بیرودربایستی ـ در جاهای دیگر نمیبینیم. لذا آنهایی که بهواسطۀ وجود آنها اسلام و تشیّع برقرار است، همانهایی هستند که متّصل به آن مبدأ هستند و از آن مبدأ و منشأ میگیرند و از آن روح و سعۀ وجودی اخذ میکنند و نتیجهاش هم همین میشود. و هر کسی در مقابل باشد، گرچه بگوید من شیعه هستم، هیچ فایدهای ندارد؛ گرچه بگوید من مسلمانم، پشیزی ارزش ندارد؛ گرچه بگوید من بهدنبال ولایت و تشیّع و علی هستم، روز قیامت بدون برو برگرد به دست خود علی به قعر جهنّم فرستاده میشود! به خازن جهنم هم نمیسپرد، با دست خودش در وسط جهنم میاندازد.1 ﴿يَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِيدٖ﴾؛2 یعنی بیاورید آقا از اینهایی که ادّعای متابعت علی و تشیّع علی میکردند و کمر امیرالمؤمنین را با رفتار و شیوهشان خُرد کردند و همهجا آبروی امیرالمؤمنین و تشیّع را بردند! اینها در روز قیامت به دست امیرالمؤمنین، تهِته و کنار آن چند نفری میروند که آنجا را گرم کردهاند و آمادۀ پذیرایی از این افراد خواهند بود!3
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٦٢٩:
«... قال [عَبایَة بنَ رِبعی]: سَمِعتُ عَلیًّا أمیرالمؤمنینَ (علیه السّلام) یَقولُ: ”أنا قَسیمُ النّارِ؛ أقولُ: هذا وَلیّی دَعیهِ و هذا عَدوّی خُذیهِ!“». امام شناسی، ج ١، ص ١٥٧:
«از عبایة بن ربعی، امام حیّ که گفت:... شنیدم از علی که میگفت من تقسیم کننده آتش هستم، به او میگویم این ولی من است او را بگذار، و این دشمن است بگیر.» - سوره ق (٥٠) آیه ٣٠. معاد شناسی، ج ٣، ص ٣٠٥:
«در روزی که ما به دوزخ میگوییم: آیا با این کثرت افرادی که در تو انداختهایم، پر شدی و سیر گشتی؟ دوزخ در پاسخ گوید: من باز اشتها دارم؛ آیا زیاده بر این هم هست؟» - تفسیر القمی، ج ٢، ص ٤٤٩:
«﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرحۡمَٰنِ ٱلرحِيمِ * قُلۡ أَعُوذُ بِرَب ٱلۡفَلَقِ﴾ قال: ”الفَلَقُ جُبٌّ فی جَهَنَّمَ یَتَعَوَّذُ أهلُ النّارِ مِن شِدَّةِ حَرِّهِ، فَسَألَ اللَهَ أن یَأذَنَ لَهُ أن یَتَنَفَّسَ، فَأذِنَ لَهُ فَتَنَفَّسَ فَأحرَقَ جَهَنَّمَ.“ قال: ”و فی ذَلِکَ الجُبِّ صُندوقٌ مِن نارٍ، یَتَعَوَّذُ أهلُ الجُبِّ مِن حَرِّ ذَلِکَ الصُّندوقِ، و هو التّابوتُ و فی ذَلِکَ التّابوتِ سِتَّةٌ مِنَ الأوَّلینَ و سِتَّةٌ مِنَ الآخِرینَ؛ فَأمّا السِّتَّةُ الَّتی مِنَ الأوَّلینَ، فابنُ آدَمَ الَّذی قَتَلَ أخاهُ، و نُمرودُ إبراهیمَ الَّذی ألقَی إبراهیمَ فی النّارِ، و فِرعَونُ موسَی، و السّامِریُّ الَّذی اتَّخَذَ العِجلَ، و الَّذی هَوَّدَ الیَهودَ، و الَّذی نَصَّرَ النَّصارَی؛ و أمّا السِّتَّةُ الَّتی مِنَ الآخِرینَ فَهوَ الأوَّلُ و الثّانی و الثّالِثُ و الرّابِعُ و صاحِبُ الخَوارِجِ و ابنُ مُلجَمٍ لَعَنَهُمُ اللَهُ.“ ﴿وَمِن شَر غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾ قال: ”الَّذی یُلقَی فی الجُبِّ فیهِ یَقِبُ [یَغیبُ فیهِ].“»
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٦٢٩:

