غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
8مگر دعوت به خدا نمیکنی؟ خب چرا ناراحت میشوی؟! اینکه وقتی یک شخص بهتر از تو حرف زده است، در دلت یک طوری میشوی و یک قِسمی میشوی و میگویی: «ای داد بیداد، من زودتر بروم و این مطلب را بگویم تا مجلس به اسم من تمام بشود»، همۀ اینها دعوت به خود است!
توجه صِرف به امام رضا علیه السلام هنگام تشرّف به مشهد مقدس
الآن نکته و خاطرهای از مرحوم آقا به یادم آمد که تذکرش ضروری است. قبر مرحوم شیخ ابوالحسن خرقانی چند کیلومتری از شاهرود فاصله دارد. یک وقت سالها قبل از فوت مرحوم آقا، من از طهران با بچهها و اهلبیت از جادۀ سمت شاهرود بهسمت مشهد حرکت کردم و دلم میخواست در طول مسیر قبور بزرگان را زیارت کنم، چون همانطوریکه خود ایشان در کتاب روح مجرّد1 از قول حضرت حداد ـ رضوان اللَه علیهما ـ نوشتهاند، رفتن بر سر قبور اینها برای انسان موجب [نزول] خیرات و برکات، [استجلاب] انوار و انتقال آثار آنها بر نفس انسان میشود؛ همانطوریکه در مورد مزار شیخان هم همین مطلب را میفرمودند و خیلی توصیه میکردند که دوستان و رفقا مخصوصاً طلاب و فضلا به آنجا بروند و از ارواح آنها استمداد بجویند و آنها را و دعای آنها را در آن عالم، مُمدّ و مؤیّد راه خودشان قرار بدهند. و من یادم است در همان سفری که [با آقای حداد رضوان اللَه علیه] برای زیارت حضرت فاطمۀ معصومه سلام اللَه علیها مشرف شدیم، خود ما هم به اتفاق ایشان به زیارت شیخان رفتیم. سنّ من در آنموقع حدود یازده یا دوازده سال بود.
من در آن سفر میخواستم که این قبور را هم زیارت کنم و بعد مشرّف بشویم مشهد! ختم راهمان هم به علی بن موسی الرضا بود. به شاهرود که رسیدیم، بر سر قبر بایزید بسطامی2 ـ رضوان اللَه علیه ـ رفتم که از شاگردان خاصّ امام صادق علیه السلام بود، و با اینکه از بزرگان شاهرود بود ولی شش سال در خدمت آن حضرت سقّائی و دربانی میکرد و منزل آن حضرت را جارو میکرد.3
- روح مجرّد، ص ٢٨٥.
- جهت اطلاع از احوال بایزید رجوع شود به سیر أعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٨٦؛ اللَه شناسی، ج ٣، ص ٣٢٤؛ امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٨٣ و ٩٢؛ ولایت فقیه، ج ٣، ص ٥٨؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ١٢١ ـ ١٣٧.
- اللَه شناسی، ج ٣، ص ٣٢٣:
«عالم جامع کمالات شیخ بهاءالدّین عاملی معروف به شیخ بهائی در کتاب کشکول طبع مصر در جلد اول، ص ٨٦ راجع به بایزید بسطامی مطالبی دارد و گوید: "وی سقّای حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بوده است بدون شک و اشکال. این قضیه را جماعتی از اصحاب تاریخ ذکر کردهاند، و امام فخر رازی در بسیاری از کتب کلامیهاش آورده است، و سید جلیل رضیّالدین علیّ بن طاوس در کتاب طرائف ذکر نموده است، و علامه حلّی در شرح خود بر تجرید الإعتقاد خواجه طوسی آورده است.“ تا پایان کلام او در این مسئله.
أقول: در کتاب طبقات شعرانی، ج ١، ص ٥ از بایزید نقل کرده است که او به علماء عصر خود فرموده است: ”أخذتُم عِلمَکم مِن علماءِ الرُّسوم میّتًا عن میّتٍ؛ و أخذنا عِلمَنا من الحیِّ الّذی لا یموت!“»

