غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
7این یعنی ایشان آزاد و راحت شده است؛ نه اگر کسی از ایشان تعریف کند خوشش میآید [و نه اگر کسی مذمت ایشان را بگوید بدش میآید!] وقتی که کسی میرفت بالای منبر جرئت نداشت از ایشان تعریف کند و اسم ایشان را بالای منبر بیاورد. میفرمودند:
«منبر، منبر امام حسین است، نه منبر آقای سید محمدحسین طهرانی و بقیه! در منبر امام حسین فقط باید اسم امام حسین آورده شود و بس!»
روش بزرگان اینطور بود.
دعوت به خود با چهره و ظاهر دعوت به خدا
الآن اگر کسی بالای منبر برود و اسم صاحب مجلس را نیاورد، دفعۀ دوم دعوتش نمیکنند و یکچهارم پولش را هم نمیدهند! آنوقت دم از خدا هم میزنیم، دم از پیغمبر میزنیم، دم از شریعت میزنیم، دم از شعائر میزنیم! چرا دروغ میگوییم؟! چرا سر مردم را کلاه میگذاریم؟! اگر حق و واقعیت است، [بگذار] آن کسی که میرود بالای منبر از دیگری تعریف کند نه از جنابعالی! آنوقت معلوم میشود اخلاص کجا است، آنوقت معلوم میشود صدق و دروغ و نفاق کجا است!
یک بنده خدا به یک نفر دیگر میگفت: «من وقتی که میخواهم بالای منبر بروم خیلی صلوات میفرستم. صد دفعه، دویست دفعه صلوات میفرستم که وقتی بالای منبر میروم اخلاص داشته باشم!» گفتم به او بگو که فلانی میگوید: «نمیخواهد صد تا صلوات بفرستی. بهجای آن، وقتی که بالای منبرِ مجلس فلانی میروی، از یک شخص دیگر تعریف کن؛ نه از صاحب مجلس، و یا اینکه اصلاً هیچ اسمی را نیاور؛ آنوقت این میشود اخلاص!» ولی مگر میشود؟!
حکایتی از مرحوم شیخ ابوالحسن خرقانی در نحوۀ تبلیغ
یکی از مبلّغین از علمای معروف آمد خدمت مرحوم شیخ ابوالحسن خرقانی ـ أعلیٰ اللَه مقامه و قدّس اللَه سره ـ تا از ایشان برای رفتن به تبلیغ اجازه بگیرد. گفت: «میخواهم به تبلیغ بروم.» شیخ به او فرمود: «به خود تبلیغ نکن و به خود دعوت نکن، به خدا و به او دعوت کن!» تعجّب کرد که مگر من به خود دعوت میکنم؟! کار ما دعوت به خدا است، کار ما تبلیغ برای او است و احیاء ذکر او است و احیاء شعائر او است! منظور ایشان چیست؟ [شیخ] فرمود: «اگر فرد دیگری آمد و بهتر از تو سخن گفت، در دل ناراحت نشوی!»1
- تذکرة الأولیاء، ص ٥٨٣.

