وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
5این معنای ولایت، همان چیزی است که رسول خدا میفرماید: «مَن کُنتُ مَولاهُ فهذا عَلیٌّ مَولاهُ!»1 من نخواستم فقط امیرالمؤمنین را نصب کنم و تاجی بر سرش بگذارم تا دیگران بگویند: «چرا این کار را برای ما نکرد؟! اینکه روابط شد! پس ضوابط کجا رفت؟!» رسول خدا میخواهد بفرماید که امیرالمؤمنین مراقبه و مجاهده و سعی و کوشش کرد، جلو آمد، خون دل خورد، امتحان پس داد، شب و روز و تمام کارهای خود را در اختیار رسول خدا قرار داد، نه در اختیار خود! خود را در قبال پیغمبر صفر بهحساب آورد، ارادۀ خود را سلب کرد و ارادۀ پیغمبر را بهجای ارادۀ خود نشاند و خود را وقف تمام و تامّ پیغمبر کرد؛ همینطور نبود که پیغمبر عمامه بر سر امیرالمؤمنین بگذارد و دستش را بالا بگیرد و «مَن کُنتُ مَولاهُ» بگوید. خیال کردید اینجا هم تشریفات و درجه و قُپّه دادن است که یکدفعه دو تا درجه به سرباز بدهند بشود ارتشبُد؟! ولایت که اعتبار نیست و این تشریفات و مسائل را ندارد!2
استقامت امیرالمؤمنین در راه حق
دو سه سال قبل از رحلت مرحوم آقا، چون ایشان ناراحتی قلبی داشتند، به توصیۀ اطبّا، یکی دو هفتهای بیرون مشهد رفته بودیم. یک شب راجع به امیرالمؤمنین علیه السّلام و اینکه ایشان در جنگها از اسب استفاده نمیکردند، صحبت شد. میفرمودند که حضرت سوار قاطری میشدند که ظاهراً از مصر برایشان فرستاده بودند و در جنگها و در جنگ صفّین از آن قاطر استفاده میکردند و اسب سوار نمیشدند.3
من به نیّت خطا و فکر قاصر خودم، خواستم اظهار سلیقه کنم، گفتم: «آقا این قاطری که امیرالمؤمنین سوار میشدند، قاطر نبود، از اسبها هم جلوتر بود!» البته داریم که قاطر خیلی سریعی بود و.... مرحوم آقا تأمّلی کردند و فرمودند:
نه آقاجان، نه آقاجان! قضیه این نیست، این نیست! امیرالمؤمنین بهخاطر تواضعش سوار قاطر میشد، نه بهخاطر اینکه خیلی سریع بود و.... مسئله، مسئلۀ تواضع بود. میخواهد بگوید: من که فرماندۀ ارتش و خلیفۀ رسول «خدا هستم، در جنگها سوار قاطر میشوم و سربازان من و اُمرا همه باید سوار اسب بشوند!»
- الکافی، ج ١، ص ٤٢٠. امام شناسی، ج ٢، ص ١٧٨:
«حضرت فرمود: ”هر کس که من صاحب اختیار او هستم بداند که اینک این علی صاحب اختیار او است.“» - برای اطّلاع از عدم اعتباری بودن ولایت، رجوع شود به امام شناسی، ج ٥.
- رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ٤٥٠؛ المسترشد فی امامة علی بن أبیطالب علیه السّلام، ص ٦١٢؛ وقعة صفّین، ص ٤٠٣. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ٢، ص ٩٠٢.
- الکافی، ج ١، ص ٤٢٠. امام شناسی، ج ٢، ص ١٧٨:

