وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
3مردم فقط سیمایی از پیغمبر میدیدند، بیا و برویی میدیدند، جنگ و فتح و فتوحات و نماز پیغمبر را میدیدند، وقتی پیغمبر حرکت میکردند مسافت جلوی پیغمبر از نور صورتش روشن بود و نیاز به چراغ نبود؛1 اینها را مردم میدیدند. التفات کردید نکته کجا است؟! مردم به این مسائل دلخوش بودند و به آن حقیقتی که در بطن مسئله بود، توجّه نداشتند. البته در بعضی از موارد، امتحاناتی پیش میآمد، مانند صلح حدیبیه2 و امثالذلک که آن میزان درک مسئله برای افراد روشن میشد که چقدر پای کار هستند و چقدر میمانند و چقدر میروند.
پیغمبر اکرم صاحب هر دو مقام ولایت و رسالت بود3 و لذا از این نقطهنظر، مسئلۀ ولایت از ناحیۀ رسول خدا به امیرالمؤمنین علیه السّلام منتقل شد.4 این افراد بیادب و بیتربیت و نفهمی که میخواهند با کلمات خودشان، مقام امیرالمؤمنین علیه السّلام را فوق مقام رسول خدا بگذارند، نمیدانند که با این مسئله موجب تنزیل شخصیّت امیرالمؤمنین شدهاند. هنوز که هنوز است در بعضی از موارد و در بعضی از جاها من [از این مطالب] میشنوم.
عظمت حضرت عبدالعظیم بهخاطر چیست؟
چندی پیش به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام رفته بودم که این روایت راجع به ایشان است:
«مَن زارَ عبدالعظیم برِیّ کمَن زار الحُسَینَ بکربلاء؛ ”کسی که حضرت عبدالعظیم را [در ری] زیارت کند همچون زیارت سیّدالشّهدا است.“»5
این مطلب برای همین مسئلۀ ولایت است. آن ولایت امام علیه السّلام در حضرت عبدالعظیم تجلّی کرده است! چرا اگر کسی ما یا فلانی را زیارت کند اینطور روایت برایش نیامده است؟! چون ولایت تجلّی نکرده است. مگر ولایت، کشک و دوغ است که بخواهد هرجا بیاید و به هر اعتباری معتبَر بشود؟! نهخیر آقاجان، اینطور نیست! باید متوجّه شویم و بفهمیم که چه میگوییم و چگونه عمل میکنیم.
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام خود را در ولایت امام هادی علیه السّلام ذوب و فانی کرد و آن حقیقت ولایت در نفس حضرت عبدالعظیم تجلّی کرد؛ لذا فرمودند:
- رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ٤٤٦؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ١٢٣؛ عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج ١، ص ٣١٦؛ مرآة العقول، ج ٥، ص ١٩٧؛ شرح اصول الکافی، مازندرانی، ج ٧، ص ١٧٦.
- برای اطّلاع بیشتر از جریان صلح حُدیبیه و نفاق و مخالفت برخی اصحاب با دستورات پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله رجوع کنید به المغازی، واقدی، ج ٢، ص ٥٧١ ـ ٦٣٣، غزوة الحدیبیة؛ امام شناسی، ج ٧، ص ٢٧.
- رجوع شود به ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ١، ص ٣٦.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٤، ص ٢٤.
- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ٩٩:
«محمّدُ بنُ یحیَی العطّارُ عمّن دَخَلَ علَی أبیالحسنِ علیِّ بنِ محمّدٍ الهادی مِن أهلِ الرَّیِّ قال: دَخَلتُ عَلَی أبیالحَسَنِ العَسکَریِّ علیه السّلام فَقالَ: ”أینَ کُنتَ؟“ قلتُ: زُرتُ الحُسَینَ علیه السّلام؛ قال: ”أما إنَّکَ لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیمِ عِندَکُم لَکُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلیٍّ علیه السّلام!“»

