اهمّیت استقامت در مسیر حق
6اگر ولایت پیغمبر را قبول ندارید، پس چرا میگویید: بله، قبول داریم؟! و اگر قبول دارید، دیگر صریحتر از این [چه میخواهید] که پیغمبر بیاید و دست امیرالمؤمنین را در کنار خود بگیرد و بلند کند و بگوید: هذا علیٌ! نه یک علی! اگر [فرضاً پیامبر] میگفت: «فعلیٌ مولاه!» الآن در کتب اهلتسنّن مینوشتند: پیغمبر گفته است علی! حالا علیّ بن أدحم، یا علیّ بن خالد، یا علیّ بن زید! بالأخره یک علی درست میکردند و میگفتند که این هم آدم خوبی است و این خصوصیات را دارد! ولی فرمودند: «هذا علیٌ مولاه»1 یعنی این علی که الآن در کنار من است [مولای شما است!]
پیغمبر آنچنان مسئله را بست که هر عالم بیدین و بیانصاف سنّی برای انکار این قضیه مجبور است واقعۀ غدیر را انکار کند، یعنی پیغمبر هیچ راهی باقی نگذاشت! اگر پیغمبر میگفت علیٌ، آنها میگفتند که منظور علیّ بن زید است! این کسانی که میآیند و جریانی را که حدّاقل سی هزار نفر جمعیّت حُجّاج در آن حضور داشتهاند به این راحتی انکار میکنند، اگر توجیهی بهدستشان میآمد چهکار میکردند! لذا پیغمبر برای اینکه هیچ راه توجیه و تأویلی را باقی نگذارد فرمود: «هذا علیٌ؛ این علی که الآن در کنار من میبینید مولای شما است!» و همه قبول کردند و پذیرفتند و همه آمدند و بیعت کردند، اما هفتاد روز نگذشته بود که بیعت را کنار گذاشتند!
تعهّد و ایستادگی در مسیر حق
[آیه میفرماید:]
﴿ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ﴾؛2 «آن کسانی که میگویند پروردگار ما و مربّی ما خدا است و بعد هم پای قضیه میایستند!»
حتی پیغمبر قبل از شهادت آمدند و برای مردم صحبت کردند و صریحاً گفتند: «إنّی تارِکٌ فیکُم الثّقلَینِ؛ کتابَ اللَه و عِترتی!»3 این را صریحاً گفتند، اما ما میبینیم که مردم شُل هستند و نسبت به مبانیِ پذیرفته شده، آنچنانکه باید و شاید توجه ندارند! میگویند: «حالا ببینیم چه میشود! بسیار خوب، حالا ما محبّ اینها هستیم! حالا معلوم نیست که قضیه چیست! حالا خدا بزرگ است و چه کسی از فردا خبر دارد؟!» این دین و این تعهّد به درد نمیخورد!
- الکافی، ج ١، ص ٤٢٠.
- سوره فصلت (٤١) آیه ٣٠؛ سوره احقاف (٤٦) آیه ١٣.
- کفایة الأثر، ص ١٣٧. امام شناسی، ج ١، ص ٣١:
«من در میان شما دو چیز بزرگ و سنگین از خود به یادگار میگذارم: یکی کتاب خدا؛ و دیگری عترت من!»

