اهمّیت استقامت در مسیر حق
3﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ﴾؛1
«هیچ مؤمن و مؤمنهای حق ندارد وقتی که خدا و رسول او حکمی را بر او جاری میکنند و امری را بر او وارد میکنند، اختیار مخالفت داشته باشد.»
وجوب اطاعت از دستورات ائمه در تمام شؤون زندگی
الآن به مناسبت بیان این مسئله، یک قضیه به یادم آمد. یک روز در خدمت مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ در سفر مشهد بودیم. یکی از آقایان که درس خارج هم میداد و مدّعی بود که افراد زیادی در این بحث شرکت میکنند، برای دیدن ایشان آمده بود و من هم در آن مجلس حضور داشتم. راجع به این مسئله صحبت شد که آیا رسول خدا یا ائمه علیهم السلام حق دارند که ما را مکلّف بر امور و مسائلی کنند که مورد دلخواه و رضای ما نیست؟
منبابمثال امر کنند بر اینکه زنت را طلاق بده! یا امر کنند بر اینکه منزلت را بفروش و خودت برو در بیابان و در زیر چادر زندگی کن! یا امر کنند بر اینکه تمام اموالت را در راه خدا بده! آیا آنها میتوانند به چنین مسائلی امر کنند یا نه؟
آن شخص میگفت:
«آقا، این مسئله آنقدر واضحالبطلان است و بطلانش بدیهی است که اصلاً نیاز به استدلال ندارد! امام حق ندارد که به انسان بگوید زنت را طلاق بده! امام حق ندارد که به انسان بگوید منزلت را بفروش و در راه خدا بده! امام حق ندارد که به انسان بگوید خودت را إعدام کن! امام حق ندارد که به انسان بگوید خودت را از بین ببر! و اصلاً نیاز به بطلان نداریم و ما وقتی که در نجف بودیم و در درس فلان آقا یکهمچنین صحبتی مطرح شد، فلان شخص که از آقایان است گفت: ”آقا، این مسئله آنقدر واضحالبطلان است که دوغفروش سر محل هم میداند که این باطل است!“»
مرحوم آقا هیچ حرفی نزدند. وقتی که آن شخص رفت، ایشان به من رو کردند و فرمودند:
- سوره احزاب (٣٣) آیه ٣٦.

