در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت، مسئله‌ای عقلانی؛ نه تعبّدی

16687
عید غدیر
جلسات
نسخه عربی

ولایت، مسئله‌ای عقلانی؛ نه تعبّدی

8
  • اهمّیت مسئلۀ ولایت در اسلام

  •  چه چیزی باعث شده است که پیغمبر اکرم بفرماید:

  • «و لَم یُنادَ بِشی‌ءٍ کَما نودیَ بِالوَلایَة!1 ”در اسلام آن‌طور که به ولایت ندا شده است به هیچ چیزی ندا نشده است!“»

  •  یعنی نه به نماز، نه به روزه، نه به حج، نه به زکات، نه به جهاد فی سبیل‌اللَه و نه به امر به معروف و نهی از منکر [به‌اندازۀ ولایت ندا داده نشده است.] این مسئله ولایت چه مسئله‌ای است؟!

  • یکی از سخت‌ترین مسائل در رسالت پیامبر

  •  طبعاً پیغمبر طبق بعثت و رسالت خود، با بسیاری از سنن ملّی و آداب و رسومات مخالفت می‌کردند، اما دو مطلب بود که بیان و اظهار و ابلاغ آنها برای پیغمبر خیلی مشکل بود: یکی از آن دو قضیه، مسئلۀ ازدواج با زنان پسر خوانده بود؛ و دیگری قضیۀ نصب خلافت و وصایت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

  •  در زمان سابق و جاهلیّت بوده و الآن هم هست که بعضی خانواده‌ها، بچه‌ای را که به هر علّت و مصلحتی پدر و مادرش از دنیا می‌رفت به نزد خودشان می‌آوردند و او را تکفّل و سرپرستی می‌کردند. این بچه دیگر در منزل آنها بزرگ می‌شد و نشو و نما پیدا می‌کرد و یکی از افراد خانواده محسوب می‌شد و به او ارث می‌دادند و زن از او رو نمی‌گرفت و آن بچه او را مادر خود به‌حساب می‌آورد. حتی بعضی از این بچه‌ها پیش پدر و مادر از افراد خود عائله هم محبوب‌تر و نزدیک‌تر بودند. به اینها پسر خوانده می‌گفتند که الآن هم هست و معروف است و بسیار هم کار خوبی است که انسان بچه‌ای را که سرپرست ندارد، به‌جای اینکه در بعضی از جاها باشد و در مَعرض اخلاق غیر مناسب قرار بگیرد، به منزل خودش بیاورد و بزرگ کند که این کار خیلی ثواب دارد و بسیار قابل تقدیر است؛ البته با رعایت جهات شرعی و رعایت مصالح الأهمّ فالأهمّ!

  •  بعد اگر پسر بود، او را پسر خودشان فرض می‌کردند و اگر دختر بود، او را دختر خودشان فرض می‌کردند و همان احکامی را که در عائله و خانواده رواج داشت، نسبت به او هم انجام می‌دادند. اگر این فرزند بزرگ می‌شد و عیال اختیار می‌کرد، طبعاً عیال او دیگر بر پدر آن خانواده مَحرم به‌حساب می‌آمد و حکم عروس واقعی و عروس عرفی او را داشت، و گرفتن عیال او [بعد از طلاق، برای پدر خانواده] مثل این بود که انسان بخواهد عروس خودش را به ازدواج خودش دربیاورد، یعنی تا این اندازه این مسئله قبح داشت!

    1. الکافی، ج ٢، ص ١٨. امام شناسی، ج ٥، ص ١٤١:
      «و به هیچ چیز توصیه نشده است به آن‌گونه که به ولایت توصیه شده است!»